ج 3 ص 247 و هيثمى در مجمع ج 9 ص 136 و گويد آن را روايت كرده است احمد و طبرانى و بزّار و روايان تمامى مورد اعتماد و وثوقند ، و سيوطى آن را در جامع كبير چنانچه در ترتيب آن ج 6 ص 399 نقل از ابن عساكر و ابن النجار و عينى در عمده القارى ج 7 ص 630 نمودهاند .
و خواننده ميآيد آن را كه از مسلميّات و مورد قبول همگانست در طبقات ابن اسعد ص 509 و عيون الاثر ابن سيد الناس ج 1 ص 226 و امتاع مقريزى ص 55 و سيره حلبى ج 2 ص 142 و تاريخ الخميس ج 2 ص 364 و غير آن .
و طبرانى در اوسط و كبير نقل كرده باسنادش از ابى الطفيل گويد : پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله آمد و على ( ع ) در روى خاك خوابيده بود ، پس فرمود : حقيقىترين و صحيحترين و شايسته ترين نامهاى تو ابو تراب است ، تو ابو ترابى ، و هيثمى اين را در مجمع الزوائد ج 9 ص 100 ياد كرده و گفته راويان آن مورد اعتمادند .
و بزاز و احمد و ديگران از عمار بن ياسر نقل كردهاند : كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را ملقّب بابى تراب نمود و آن از محبوبترين كنيهها و لقبها پيش او بود ، و هيثمى آن را در مجمع الزوائد ج 9 ص 100 ياد كرده و گفته راويان احمد مورد اعتمادند
و طبرانى در كبير و اوسط باسنادش از ابن عباس نقل كرده :
كه گفت : وقتى كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله ايجاد برادرى و اخوّت نمود ميان اصحابش از مهاجرين و انصار و بين على بن ابيطالب رضى الله عنه و كسى از ايشان برادرى قرار نداد على ( ع ) غمگين و خشمناك بيرون رفت تا آنكه بجدول و نهر كوچكى رسيد پس دستش را بالش خود
الغدير ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٠