ميگفت : هيچ بنده مومنى نيست كه مرتكب گناهى شود پس وضوى نيكوئى بگيرد سپس برخيزد و نماز بخواند و پس از آن استغفار كند از خدا مگر آنكه خدا ببخشد گناه او را . ا ه
و عجيب اينكه كه مردى چون امر بر او مشتبه شده خيال كرده كه بر غير خود او هم مغشوش مانده آيا در حديث ياد شده بعد فرض صحت آن ( در حالى كه عده اى از حفاظ آن را مجعول و موضوع دانسته ) جز اين نيست كه امير المومنين على عليه السّلام وثوق و اعتماد بروايت ابى بكر داشته است و اين كجا و فرا گرفتن علم از او كجا و يا علم آنحضرت صلوات الله عليه منحصر بر اين حديثست كه وارد شده در ادبى از آداب شريعت فقط بوده و آيا مبتنى مىشود بر او چيزى از قضايا و فتاواى او و آنچه را كه آنحضرت حلّ نمود از مسائل مشكله در فرائض و احكام ، و آيا ندانسته آنحضرت عليه السّلام مورد اين حديث را پس ابو بكر به او آموخت ، يا ابو بكر ندانسته چيزيرا از آنچه را كه زير بناء احكام و قضاياست پس آنحضرت او را ارشاد نموده چنانچه همه اينها واقع شده در آنچه را كه ما پى در پى ياد كرديم از نوادر اثر ، و احتمال دارد كه تصديق آنحضرت عليه السّلام ابو بكر را در اين روايت براى اين ياد شده كه خود آنحضرت آن را از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شنيده ولى واسطه را در اين موقع روى مصلحت نيفكنده باشد ، و چگونه مىشود كه امير المؤمنين ( ع ) علم را از ابو بكر فرا گرفته باشد و حال آنكه او باب مدينه علم رسول خدا ص درواز شهر دانش پيامبر است چنانچه ما در ( ج 11 - از ص 123 تا 157 ياد نموديم ) و آنحضرت وارث علوم و معارف رسول خداست چنانچه در جزء سوم ص 100 گذشت اين نميشود ( كه على عليه السّلام از ابى بكر
الغدير ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٦٠