و گفته او : « كل احد اعلم من عمر » هر كسى داناتر از عمر است .
و گفته او : « كل الناس افقه منك يا عمر » تمام مردم از تو داناترند اى عمر .
و گفته او : « كل الناس افقه من عمر حتى ربات الحجال » تمام مردم داناتر از عمرند حتى پرده گيان .
و گفته او : « كل الناس اعلم منك يا عمر » تمام مردم داناترند از تو اى عمر .
و گفته او : « كل واحد افقه منك حتى العجائز يا عمر » هر كسى از تو فقيه تر است حتى پيره زنها اى عمر .
و گفته او : « كل احد افقه منّى » هر كسى از من فقيه تر است تفصيل همه اينها در نوادر اثر گذشت .
م - براستيكه گرفتن به مجموع اين خبرها از نوادر ياد شده و صدها امثال آن بما يك آگاهى ميدهد ، كه خليفه آراسته نبوده بچيزيكه بزرگان امت درباره امامت لازم و واجب دانستهاند از اجتهاد .
امام الحرمين جوينى در ( الارشاد الى قواطع الادلَّه فى اصول الاعتقاد ) ص 426 گويد از شرايط امام نيست كه اهل اجتهاد و استنباط باشد بطوريكه نيازمند باستفتاء از غيرش در حوادث نباشد و اين مورد اتفاق همه ( و قوليستكه جملگى برآنند ) ا ه
پس كجا اين شرط واقع مىشود بعد از اتفاق امت بر آن مرديكه به او ميدان و بسطى از علم داده نشده و آنچه را كه هم ميدانيست او را بينياز و مستغنى از مردم نميكرد ، و امت هم مسلَّما در بينيازى و توانگرى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٥٨