و رازدار رسول خدا و بالاترين كسى كه قرآن را خوانده و حلال آن را حلال و حرام آن را حرام دانسته و فقيه در دين و عالم بسنّت پيامبر ( 1 ) يا مانند ابو درداء عويمر بزرگ صحابه رفيق و يار رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ( 2 ) پس چرا آنها را حبس كرد تا مرد ، و براى چه بىحرمتى و اهانت كرد به اين بزرگان در ميان اجتماع مردم مسلمان و چرا آنها را كوچك كرد در چشم و نظر مردم ، و آيا ابو هريره و ابو موسى اشعرى از همين گروه بازرگانان حديث و جعالَّين بودند تا آنكه مستحق اين تعزير و رانده شدن و زندان و تهديد گشتند ، انا لا ادرى ، من نميدانم .
بلى : تمام اين رأيها نظرهاى سياسيه وقتيه است كه بر امّت مسدود كرده درهاى علم را و آنها را در پرتگاه جهل و نادانى و ميدان هواها انداخته هر چند كه خليفه قصد آن را هم نكرده باشد ليكن او مسلَّح نمود به آن چنين روزى را و دفاع كرد از خودش درگيرى مشكلات را و نجات داد خود را بوسيله آن از مسائل مشكله و پيچيده .
م - و بعد از نهى كردن امّت اسلامى از علم قرآن و دور كردن او را از آنچه در كتاب آنهاست از معانى بزرگ و دروس عاليه از ناحيه علم و ادب و دين و اجماع و سياست و اخلاق و تاريخ و مسدود كردن باب آموزش و گرفتن به احكام و روش چيزى كه محقق نشده و موضوع آن واقع نشده و اعراض از آماده گى براى عمل بدين خدا پيش از وقوع واقعه و منع كردن امت را از دانستنىها و معلومات سنّت شريفه و
هامش
( 1 ) مستدرك حاكم ج 3 ص 312 ، 315 .
( 2 ) مستدرك حاكم ج 3 ص 337 .