( تاريخ ابن كثير ج 8 ص 106 › .
و ذهبى در تذكره ج 1 ص 7 نقل كرده از ابى سلمه گويد : گفتم بابى هريره آيا در زمان عمر هم اينطور حديث ميكردى ، گفت : اگر در زمان عمر حديث ميگفتم مانند آنچه كه براى شما حديث ميگويم هر آينه با شلَّاق كشنده اش ميزد .
و ابو عمر از ابو هريره نقل كرده : كه من حديث گفتم شما را با احاديثيكه اگر در عصر عمر بن خطاب گفته بودم هر آينه مرا با شلَّاقش ميزد ( جامع بيان العلم ج 2 ص 121 › .
م - و در لفظ زهرى : آيا پس من بودم حديث گوينده شما به اين احاديث در حالى كه عمر زنده بود اما به خدا قسم در آنموقع كه يقين داشتم كه شلاق و تازيانه دردناك او پشت مرا مجروح كند ، و در لفظ ابن وهب : بدرستيكه من هر آينه حديث ميگويم احاديثيكه اگر در زمان عمر لب به آن ميگشودم يا در پيش عمر تكلَّم ميكردم سرم را ميشكست ( تاريخ ابن كثير ج 8 ص 107 › .
بعد از گذشتن اين واقعه شعبى گفت : من دو سال يا يكسال و نيم با پسر عمر نشستم پس نشنيدم از او حديثى از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مگر يك حديث . ( 1 )
و سائب بن يزيد گويد : من مصاحب و همسفر سعد بن مالك شدم از مدينه تا مكَّه پس از او يكحديث هم نشنيدم ( سنن ابى ماجه ) .
هامش
( 1 ) سنن دارمى ج 1 ص 84 ، سنن ابن ماجه ج 1 ص 15 .