واقع نشده بدرستيكه خداوند تبارك و تعالى بتحقيق حكم فرموده در آنچه كه واقع شده است .
و گفت بر شما سخت ميگيرم كه سئوال نكنيد از آنچه كه واقع نشده چونكه براى ما در آنچه واقع شده كاريست و يكروز مردى آمد پيش پسر عمر و از چيزى سئوال كرد ، كه نميدانم آن چيست پس پسر عمر به او گفت سئوال نكن از آنچه واقع نشده زيرا كه من شنيدم عمر بن خطاب لعن ميكرد كسى را كه سئوال كند از آنچه واقع نشده است . ( 1 )
پس كشيده شد لعن بزرگان صحابه به اين پيش آمد و اين ابتلاء و گرفتارى همگانى شده و اتفاق كردند كه جواب ندهند از سئوال از آنچه واقع نشده است را .
پس اين ابن عباس است كه از او سئوال مىكند ميمون از مردى كه ادراك كرده دو رمضان را ، پس گفت آيا بود يا نبود ، گفت بعدا نبود گفت : بليّه را ول كن تا آنكه فرود آيد ، گفت : ما را مردى به آن راهنمائى كرد و گفت : بوده پس گفت از اوّلى اطعام مىكند از هر يكى از آن سى مسكين را براى هر روزى يك مسكين . ( 2 )
و اين ابّى بن كعب است كه مردى از او پرسيده و گفت : اى ابو المنذر چه ميگوئى در چنان و چنان ، گفت : اى پسرك من آيا آنچه سئوال كردى از آن بوده گفت : نه ، گفت امّا نه ، پس مرا
هامش
( 1 ) سنن دارمى ج 1 ص 50 ، كتاب العلم ابى عمر ج 2 ص 1 143 ، و در مختصر آن ص 190 ، فتح البارى ج 13 ص 225 ، كنز ، العمال ج 2 ص 174 .
( 2 ) سنن دارمى ج 1 ص 57 .