تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بوده و براى چه خليفه با شلَّاق و دره اش بجان آنها افتاده و آيا باقى ميماند قائمه اى براى اصول آموختن و ياد گرفتن و حال آنكه حال اين گونه است و شايد امت اسلامى محروم شده‌اند به بركت اين شلاق از پيش افتادن و ترقى كردن در علم بعد از اينكه كارش باينجا بكشد كه مانند ابن عباس هم به ترسد كه از خليفه سئوال كند از قول خداى تعالى : و ان تظاهرا عليه ( 1 ) و گويد : دو سال صبر كردم كه ميخواستم سئوال كنم از عمر بن خطاب از حديثى و مرا منع نميكرد از او مگر هيبتش و گويد : يك سال صبر كردم كه ميخواستم سئوال كنم عمر بن خطاب را از آيه پس نتوانستم از هيبت او سئوال كنم از آن . ( 2 )

91 رأى خليفه در سؤال از آنچه واقع نشده

اضافه كن باجتهاد خليفه در مشكلات قران رأى مخصوص او را در سئوال از آنچه واقع نشده چونكه او نهى ميكرد از آن ، طاوس گويد عمر بالاى منبر گفت : سخت ميگيرم بر مرديكه سئوال كند از آنچه نشده زيرا كه خدا بيان نموده آنچه واقع شده است . ( 3 ) و گفت : حلال نيست براى هيچكس كه سئوال كند از آنچه
هامش
( 1 ) مجمع الزوائد حافظ هيثمى ج 5 ص 8 . ( 2 ) كتاب العلم ابى عمر ص 56 . ( 3 ) سيره عمر بن خطاب ابن جوزى ص 118 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 189 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)