تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
عمر در ( العلم ) ج 3 ص 86 نقل كرده و در صفحه 348 از خود خليفه : كه حدى نيست مگر براى كسى كه آن را دانسته ، و اگر ميدانسته كه در ظرف و قدح خليفه شرابست پس بدرستيكه براى او در سر كشيدن و نوشيدن آن تأسى و تقليد بخليفه است و فرق بين آن دو اينست كه آنمرد را مست نمود چون معتاد نبود و خليفه را مست نكرد براى آنكه معتاد به آن بود پس مثل اينكه مدار نزد خليفه در حلال بودن مشروبات و حدّ زدن بر آن بر مست شدن و نشدن به نسبت به شخص هر نوشنده است و از آن خبر ميدهد گفته او : مشروب آنست كه عقل را زايل كند ( 1 ) و حدّ و مجازات و حرام بودن بطور مطلق براى هر مست كننده ئيست و اگر چه نزديك شود صفت مستى بمانعى از خصوصيّات مزاجها يا در كم نوشيدن پس صفت مستى مربوط بمشروب فقط است نه بشارت و نوشنده و دلالت مىكند بر اين احاديث صحيح بسيارى بر اينكه شراب اندكى كه مستى نياورد از آنچه زيادش مست كننده است حرام است مانند قول آنحضرت صلَّى اللَّه عليه و آله من نهى ميكنم شما را از كم آنچه كه زيادش مست مىكند . ( 2 ) و قول آنحضرت صلَّى اللَّه عليه و آله از طريق جابر و پسر عمر و پسر عمرو : هر چه كه زيادش مستى ميآورد پس قليل و كم او حرام است .
هامش
( 1 ) پنج نفر از صاحبان شش صحيح نقل كرده‌اند چنانچه در تيسير الوصول ج 2 ص 174 موجود است . ( 2 ) دارمى در سننش ج 2 ص 113 و نسائى در سننش ج 8 ص 301 و بيهقى در سننش ج 8 ص 298 نقل كرده است .