بگو به خدا باز گيرد نوشابه مرا و بگو به خدا كه باز دارد طعام و غذاى مرا .
پس اين جريان برسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رسيد پس خشمگين بيرون آمد در حالى كه عبايش به زمين ميكشيد پس بلند كرد چيزيرا كه در دستش بود پس عمر را زد ، پس عمر گفت : پناه ميبرم به خدا از غضب او و غضب پيامبر او ، پس خداوند تعالى نازل فرمود :
* ( إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَالْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ الله وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ) * جز اين نيست كه شيطان ميخواهد ميان شما دشمنى و كينه توزى در ميگسارى و قماربازى بياندازد و مانع شود شما را از ياد خدا و از نماز گذاردن پس آيا دست برميداريد و ميپذيريد نهى خدا را .
پس عمر گفت : انتهينا انتهينا ، پذيرفتيم ، پذيرفتيم دست برداشتيم دست برداشتيم و طبرى آن را در تفسيرش ج 2 ص 203 بتغييرى در شعرها روايت كرده جز اينكه در آن جاى عمر در موضع اوّل ( رجل ) ياد كرده .
2 - از عمر بن خطاب . . . گويد : وقتى تحريم شراب نازل شد عمر گفت : بار خدايا براى ما روشن كن درباره شراب بيانيكه كافى باشد ، پس نازل شد آيه ايكه در بقره است : * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ ) * گويد پس عمر را خوانده و بر او قرائت فرمود پس گفت بار خدايا بيان كن بر ما درباره شراب بيان شفا دهنده اى ، پس نازل شد آيه ايكه در سوره نساء است : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
الغدير ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠٩