تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
در مجلس ميگسارى و حال آنكه او روزه دار بود و با ايشان مشاركت در عمل نداشت ، پس شايد ضرورت او را ناچار بنشستن در آن مجلس كرده بود و توان جدائى از ايشان را نداشت از ترس آسيب و صدمات ايشان يا ضرر ديگرى در آينده اگر از ايشان جدا ميشد يا اينكه قصد نهى از منكر كردن بايشان روزه دار بيچاره را ملزم كرده بمصاحبت با ايشان و نرمى در اوّل كار و هر گاه يكى از اين احتمالات داده شود حد ساقط خواهد بود زيرا كه فرمودند : « ان الحدود تدرأ بالشبهات » حدود به شبهه‌ها ساقط مىشود . و بر فرض اينكه احتمال هيچ يك از اينها هم نباشد پس بدرستيكه نهايت چيزى كه اينجا باشد اينست كه آنمرد را به جهت تأديب تعزير كنند و در ص 352 ج 11 دانستى حد تعزير را و اينكه آن از ده ضربه تجاوز نميكند پس چگونه يكسان قرار داد ميان او كه شراب نخورده و روزه داشته با آنهائيكه ميگسارى كردند در جلد و شلاق زدن .

73 رأى خليفه در مشك بيت المال

يك بار براى عمر مشگى آوردند پس دستور داد كه ميان مسلمين تقسيم كنند آنگاه دماغ خود را بست پس به او گفتند چرا بينيت را گرفتى پس گفت و آيا از آن ببويش منتفع مىشود و روزى وارد بر همسرش شد پس با او بوى مشك يافت گفت اين چى گفت من از مشك بيت المال مسلمين فروختم و با دست خودم وزن كردم پس چون انگشتم را در