تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
بده آيا براى آسمانها قفلى هست ، پس على عليه السلام فرمود آرى قفل آسمانها شرك بخداست ، پس اسقف گفت كليد اين قفل چيست فرمود : شهادت ان لا إله الَّا اللَّه چيزى زير عرش حاجب و مانع آن نميشود ، پس گفت راست گفتى ، مرا خبر بده از اوّل خونيكى به روى زمين ريخته شده خون كه بود ، على عليه السلام فرمود اما ما نميگوئيم چنانچه آنها ميگويند خون خشاَّف ( خون شبكور و خفاش ) و لكن اول خونيكى بر روى زمين ريخت خون نفاس و زايمان و جفت حواء بود وقتى كه هابيل بن آدم را زائيد گفت راست گفتى يك مسئله ديگر باقى ماند ، مرا خبر بده خدا كجاست ، پس عمر خشمگين و غضبناك شد ، پس على عليه السّلام فرمود من پاسخ تو را مىدهم و هر چه ميخواهى سئوال كن ما نزد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بوديم كه فرشته آمد و سلام كرد پس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به او فرمود از كجا فرستاده شدى گفت از آسمان هفتم از پيش پروردگارم ، سپس فرشته ديگرى آمد پس از او پرسيد از كجا آمدى گفت از زمين هفتم از نزد پروردگارم ، پس سومى از مشرق آمد و چهارمى از مغرب و از هر كدام پرسيد از كجا آمديد پس گفتند از نزد خدا پس خداوند عز و جل هم اينجاست و هم آنجاست * ( « فِي السَّماءِ إِله وَفِي الأَرْضِ إِله » ) * در آسمان خدا و در زمين خداست . ( 1 )
هامش
( 1 ) مترجم گويد : نظير اين سئوال و جواب كه خدا كجاست تكرار شده و على عليه السلام به بعضى اين جواب را داده و به برخى هم فرموده جواب تو را هم از تورات مىدهم و هم از قرآن و امّا تورات ميگويد موسى عليه السلام بفرشته اى برخورد يا فرشته اى نزد آنحضرت آمد پرسيد از كجا ميائى گفت از نزد خدا تا آخر و امّا قرآن ميگويد : * ( ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَلا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ هيچ سه نفرى نيستند كه آهسته سخن ميگويند مگر آنكه چارمين ايشان خداست و هيچ پنج نفرى نيستند مگر آنكه ششمين آنها خداست و هيچ كمتر يا بيشتر از اين عدد نيست مگر آنكه او با آنهاست ، پس يهود تصديق كرده و مسلمان شد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 89 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)