تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
و ابن حزم در ( المحلى ) گويد : استدلال كرده كسى كه منع كرده از بيش از چهار اللَّه اكبر گفتن را بخبريكه ما آن را روايت كرديم از طريق وكيع از سفيان ثورى از عامر بن شقيق از ابى وائل گويد : عمر مردم را جمع كرد پس با ايشان مشورت كرد در تكبير بر جنازه ميّت پس گفتند پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله : هفت و پنج و چهار اللَّه اكبر گفتند ، پس عمر مردم را بر چهار تكبير جمع نمود . ه و طحاوى از ابراهيم نقل كرده كه گفت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت و مردم در تكبير بر جنازه مختلف بودند نميخواستى كه بشنوى مردى ميگويد شنيدم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هفت تكبير ميگفت و دگيرى ميگفت : شنيدم رسول خدا پنج تكبير ميگفت ، و ديگرى ميگفت : شنيدم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله چهار اللَّه اكبر ميگفت مگر آنكه ميشنيدى پس در اين مردم اختلاف كردند و به همين منوال بودند تا ابو بكر مرد ، پس چون عمر . . . متولى امر خلافت شد و اختلاف مردم را بر اين ديد جدّا بر او دشوار آمد پس فرستاد بسوى مردانى از اصحاب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و گفت : بدرستيكه شما گروه اصحاب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله وقتى اختلاف ميكنيد بر مردم كسانى كه بعد از شما ميآيند اختلاف ميكنند و وقتى اجتماع بر امرى كرديد مردم بر آن اجتماع و اتحّاد خواهند نمود پس تامل كنيد كاريرا كه اجتماع بر آن كنيد پس مثل اينكه آنها را بيدار كرد . پس گفتند خوب چيزيست آنچه ديدى و گفتى اى امير