بفضل تو اعتراف نمودند ( 1 ) بفضائل كه گواهى ميدهد به آنها صحف ابراهيم و توراة موسى و انجيل عيسى و قرآن ( محمد صلى الله عليه و آله )
پس به دنيا آمدى در حالى كه سجده كننده بودى براى خداى معبود و عوالم هستى بظهور تو ابراز خوشحالى كرد ،
به دنيا آمدى در حالى كه كامل بودى ، نافى از تو بريده نشد از جهت شرافت و بر تو ختنه اى اطلاق نشد ، ( 2 )
پس آمنه ديد قصرهاى شام را و تو را نهاد در حالى كه اركان كعبه از او پنهان نبود ، ( 3 )
حليمه ( سعديه ) آمد و او نگاه ميكرد در روى فرزند آمنه و چنان خوشحال بود كه خاطرهها از وصف آن حيران بود ،
صبح كرد ، فرزند « ذى يزن » در حالى كه مؤمن برسالت تو بود در پنهانى تا آنكه گواهى دهد جدّ تو .
خداوند سينه تو را در چهار سالگى تشريح كرد پس ديدند برادرانت فرشتگان را در اطراف تو ( 4 )
هامش
( 1 ) ارميا فرزند حلقيا از سبط لاوى فرزند يعقوب از پيامبران بنى اسرائيل ، حزقيل بن يوذى فرزند عجود آنست كه خدا را خواند پس خدا زنده كرد آنهائى را كه هزاران نفر بودند و از ترس مرگ فرار كرده پس خدا بايشان گفت بميريد ، پس بمردند .
( 2 ) در اين بيت اشاره كرده به آنچه را كه حافظ بيهقى او حاكم ابن عساكر و ديگران نقل كردهاند كه آنحضرت ختنه شده و ناف بريده به دنيا آمد .
( 3 ) حديث ديدن آمنه مادر پيامبر بزرگوار قصرهاى شام را در هنگامى كه آنحضرت را زائيده بود در تاريخ ابن كثير ج 2 ص 261 موجود است .
( 4 ) سيف بن ذى يزن حميرى پادشاه يمن بعبد المطلب ( ع ) بشارت بعثت پيامبر را داد و حافظ ابو بكر خزائلى در كتابش ( هواتف الجان ) حديث آن را نقل كرده و جمعى از حفاظ و تاريخ نگاران آن را در كتابهايشان نقل كردند .