را به خودش و علَّت و دليل آن اين بود كه سكونت همسران پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله در خانههاى پيامبر از خصايص و ويژه گيهاى او بود .
پس چون ايشان مستحق نفقه و خرجى شدند براى محبوس بودن آنها در منازلشان مستحق سكونت شدند ما دامى كه زنده باشند ، پس بخارى آگاهى داده بسوق احاديث اين موضوع و آن هفت حديث است بنابر اينكه به اين نسبت محقّق مىشود دوام استحقاق سكونت ايشان در خانهها ما دامى كه زنده باشند .
و قسطلانى در ارشاد السارى ج 5 ص 190 گويد ( عايشه ) نسبت داد خانه را به خودش و دليل آن اينست كه سكونت همسران آنحضرت عليه الصلاة و السلام در خانههاى او از خصايص است پس همچنانكه مستحق نفقه و خرجى هستند براى محبوس بودنشان مستحق سكونت هم هستند ما دامى كه باقى باشند پس آگاهى داد بر اينكه به اين نسبت محقّق و ثابت شد دوام استحقاق ايشانرا براى سكونت خانهها ما دامى كه باقى باشند .
پس خواننده داناست در اين موقع كه ام المومنين نبوده برايش از حجره رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مگر سكناى در آن مانند زن معتده و عدّه دارو براى او نيست هرگز كه تصرّف كند در آن بچيزيكه مترتّب بر ملكيّت است .
و بدبختى عجيب اينست كه حافظين اهل سنّت اين اجازه خواهى و اين دفن شدن را از مناقب خليفه شمردهاند در حالى كه غافل از قانون عامّه و همگانى اسلامند در تصرّف در اموال مردم .
و من نميدانم بچه حقّى وصيّت فرمود امام حسن دختر زاده پاك پيامبر صلوات الله عليه كه در اين حجره شريفه دفن شوند و آيا عايشه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٨٤