تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
سفيان و نسائى و ابن حبان او را توثيق و چهار نفر از صاحبان شش صحيح به آن احتجاج نموده‌اند . ( 1 ) در اين خطبه ثابته مقطوع و مسلَّم كه روايت شده از خليفه به طريقهاى صحيحى كه تمام راويان آن موثق و مورد اعتمادند و آن را حاكم و ذهبى صحيح دانسته‌اند . اعتراف و اقرار است باينكه علوم سه گانه 1 - قران 2 - حلال و حرام 3 - فرائض به اين چند نفر ياد شده گان فقط منتهى مىشود ، و براى خليفه حظى و نصبى از علوم نيست مگر آنكه او خزينه دار مال الله است و آيا ميبينى كه از معقول باشد كه خليفه و جانشين رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بر امّت او در شريعت و دين او و كتاب و سنّت و فرائض او فاقد اين علوم و جاهل به آن باشد و مرجع او در اين علوم گروهى ( بلكه چند نفرى ) از مردم باشند چنانچه سير و روش او خبر از آن ميدهد . پس اين خلافت براى چيست و آيا خلافت بمجرّد امانت دارى مستقرّ مىشود و حال آنكه در امّت محمد صلَّى اللَّه عليه و آله امانت دار كم نيست ، و چه وجه اختصاصى به او دارد . بلى : واقع شده نصّى بر او از كسى كه در خلافت از او پيشى گرفت ( يعنى ابو بكر ) بر غير طريقه مردم در خليفه اوّل . و چه اندازه فاصله و فرق است بين اين گوينده و بين كسى كه همواره خودش را در معرض مسائل مشكله و علوم غامضه و دشوار قرار ميداد و فورا در موقع سئوال آن حل آن مشكل را نموده و با صدا و آوازى بلند بر
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب ج 7 : 318 ، خلاصه الكمال ص 231