بين وقت عصر و مغرب را آيا علمش را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مخفى مانده پس تشريع كرد بر ايشان اين دو ركعت را بعد از عصر يا آن كه ميدانست آن را و اعتنا نكرد به آن آيا بينش خليفه در كارها قوىتر از بصيرت و بينش پيامبر بزرگوار بود ، به خدا قسم نه آن بود و نه اين لكن رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله همه اينها را ميدانست و نديد زيانى را بچيزيكه عمر از آن ترسيده بود .
و براى چه اين جماعت از اخيار از صحابه مستحقّ شلاق خوردن و رسوائى شدند در حضور گروهى از بيننده گان در جلوى ديده گان پيامبر بزرگوار در نزديكى مشهد و قبر پاكش و كسانى كه ميآورند چيزيرا كه خليفه مكروه داشته بعد از اين مردمى از مردان آيندهاند كه مرتكب آن نشدند يا اينكه نطفههاى ايشان تا اين ساعت منعقد و بسته نشده و او خود اعتراف دارد كه ايشان از اين گروه نيستند ، و شايد خليفه قصاص قبل از جنايت غير قصاص شده از او را جايز ميدانسته ، بيا و تعجب كن .
و مثل اينكه خليفه در آرايش اين اختصاص را داشته كه غافل از گفته خودش بوده كه ميگفت : احتياط كنيد اين رأى را بر دين پس جز اين نيست كه تنها رأى از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله موافق با واقع است چونكه خدا به او ارائه ميدهد و جز اين نيست كه رأى در اينجا زوركى و گمانست : و گمان بينياز نميكند از حق چيزيرا . ( 1 )
هامش
( 1 ) ابو عمر نقل كرده آن را در كتاب ( العلم ) ج 2 ص 134 و ابن ابى حاتم نقل كرده چنانچه در الدر المنثور ج 6 ص 127 مىباشد .