تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
هر آينه غمگينم و محزون هستيم . ( 1 ) و اين آن پيامبر بزرگوار صلَّى اللَّه عليه و آله است كه بر فرزندش طاهر گريه مىكند و ميگويد : چشم ميگريد و اشك غالب و سرازير مىشود و دل محزون و غمگين مىشود ولى ما خداى عز و جل را گناه نميكنيم . ( 2 ) و اين همان پيامبر گرامى صلَّى اللَّه عليه و آله است كه وقتى جناب حمزه رضى اللَّه عنه شهيد شد و صفيّه دختر عبد المطلب رضى الله عنها آمد بسراغ او پس ميان او و حمزه انصار مانع شدند ، پيامبر صلَّى الله عليه و آله فرمود او را واگذاريد پس آمد و نشست كنار برادرش حمزه و شروع كرد بگريه كردن و هر وقت او ميگريست رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هم ميگريست و هرگاه ناله و هق و هق ميكرد پيامبر هم با او موافقت كرده و ناله ميكرد ، و فاطمه سلام الله عليها هم گريه ميكرد و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هم بگريه او ميگريست و ميفرمود هرگز من بمصيبتى مانند تو مبتلا نشده‌ام . ( 3 ) و چون رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از احد مراجعت كرد زنان انصار بر شهيدان خويش گريه ميكردند پس اين خبر به گوش پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله رسيد ، پس فرمود : لكن حمزه گريه كن ندارد ، پس انصار بمنازلشان رفته و بزنانشان گفتند : هيچكس بر شهيد خود نگريد مگر آنكه اوّل براى حمزه بگريد : گويد : پس اين تا امروز مرسوم و معمول
هامش
( 1 ) سنن ابى داود ج 3 ص 58 ، سنن ابن ماجه ج 1 ص 482 . ( 2 ) مجمع الزوائد ج 3 ص 18 . ( 3 ) امتاع مقريزى ص 154 .