تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
پس مقدّم داريد كسى را كه سبقت در ايمان و مهاجرت از وطن دارد بر مردميكه فاقد اين دو فضيلت هستند . تا آنجا كه گويد : : گفتم بايشان مرا از صفات فضيلت و برترى واگذاريد شما از تمام آنها آزاد هستيد . : فرض ميكنيم خلافت را مثل امّتى ميان جماعتيكه اطراف او را احاطه كرده‌اند و ايشان گروهى هستند . : و مردم متفرق و پراكنده شده بودند بيشتر بيك نفر گفتند تو بگير خلافت را كه تو سزاوارترى . : و باقى به شخص دوّمى گفتند غير از تو كسى شايسته امارت و رهبرى نيست : . : سپس ديديم اوّلى را كه ولايت يافته انكار مىكند حكومت را به قولش اقيلونى اقيلونى . . : ميگويد مرا حقّى در خلافت نيست و اين ميگويد آى كنيز من آى بردهء من . : و استغاثه مىكند و براى او تظلَّم است بر كسى كه غصب كرد حق او را و به او ستم نمود . : و هر يك از آن دو نفر راستگو هستند كه راهى بتكذيب ايشان نيست . : پس دانشمندان درباره آن چه ميگويند شرعا آيا ما بمدّعى آن بدهيم خلافت را . : يا واگذاريم بكسيكه خودش ميگويد مرا حقى در آن نيست شما را قسم مىدهم به خدا كه حق محض را بما بگوئيد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 6 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)