و گفته سلمان بايشان كه كرديد و نكرديد زيرا كه خليفه پيامبر على ( ع ) را كنار زديد .
: و انصار گفتند ما طلب خير ميكنيم كه اميرى از ما باشد و اميرى از شما .
: پس اگر براى عتيق ( ابو بكر ) وصيّتى بود از پيامبر هر آينه لازمست كه بر فاروق اشكال گرفته و بدگوئى كنيد .
: سپس بر سلمان و انصار اعتراض كنيد و حال آنكه اعتراض بر صحابه مورد اختيار شما نيست .
: يا اينكه اقاله خواستن ابو بكر كه ميگفت ( اقيلونى ، اقيلونى ) و اشتباه بودن خلافت او بقول عمر دليل بر اينست كه بيعت او به اختيار خودشان بوده .
: اگر خلافت ابو بكر بنابر تعيين از پيامبر بود نبايد در عالم ابو بكر اقاله بخواهد و اقيلونى بگويد .
: پس ايشان اتفاق بر انكار وصيّت كرده و قائل به اختيار امّت شدند .
: پس من گفتم : چون امر خلافت واگذار بما شد آيا امّت ملزم هستند كه اختيار كنند .
: افضل امّت را يا برگزيند ناقص و فرومايه را كه استحقاق حكومت و اهليت امارت را ندارد .
: پس اتفاق كردند كه نيست براى رعيّت و امت مگر آنكه اختيار نمايد فزونتر امّت را .
: بايشان گفتم اى قوم به من خبر دهيد كه آيا بر صفات فضيلت و برترى بايد تعيين رهبر نمود .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 5
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٥