: پس پند گيريد در آن كه در آن پند قابل ملاحظه ئيست كه بينان مىكند از فرو رفتن در دائرهء ديدگاه .
: حاضر شدم در بغداديكه خانه دانش و در آن بود مردان انديشمند و فهميده .
: در هر روز براى ايشان ميدانى بود از بحث و مذاكره كه بزرگان نزديك به آن ميشدند .
: ناگزير در ان ميدان يا زخمى بود كه بشمشير دليل مجروح شده و يا كشتهء افتاده و از بين رفته بود ( مقصود اينستكه افرادى در برابر دليل مغلوب ميشدند ) .
: هنگاميكه مجلس آرام گرفت بايشان و سواران لباس جنگ را زمين گذاردند يا دربر نمودند و مدرّسين چهارگانه ( حنفى ؛ شافعى مالكى ، حنبلى ) جمع شدند كه در خلوت آرائشان يكيست .
: من در مجلس ايشان حاضر شدم پس گفتند تو دانشمند هستى و اينجا سئواليست .
: چه كسى را ميبينى كه شايسته تر به پيش افتادنست بعد از فرستاده خدا رهنماى امّتها .
: پس گفتم در اين مسئله تأمّل و دقّتيست كه محتاج به كنار گذاردن لجاجت و سرسختى است .
: و تمام ما صاحبان خرد و بينش و انديشه شايسته و قابل ملاظحه اى هستيم .
: پس اكنون فرض ميكنيم كه پيامبر در گذشته و مردم دانا و نادان نزديك و دور جمع شدهاند .
: و شما در جاى اهل حل و عقد گشودن و بستن بلكه بالاى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 3
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣