تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
كند و بزايد . پس زائيد يك پسريكه دندان جلويش درآمده بود و چون پدرش او را ديد از جهت شباهت شناخت كه بچّه اوست . پس گفت پسر منست پسر منست بخداى كعبه قسم ، پس به گوش عمر رسيد پس گفت زنها عاجزند كه مانند معاذ بزايند . اگر معاذ نبود عمر هلاك شده بود .

لفظ بيهقى

مردى آمد پيش عمر بن خطاب . . . و گفت اى امير مومنين من دو سال غايب شدم از زنم و وقتى آمدم ديدم كه او آبستن است . پس عمر . . . مشورت كرد با چند نفر در سنگسار كردن او پس معاذ بن جبل گفت : اى امير مومنان اگر براى تو راهى و سلطه اى بر آنزن باشد بر طفليكه در رحم اوست راهى براى تو نيست پس او را واگذار تا بزايد پس او را رها كرد پس پسرى زائيد كه دندان جلويش درآمده بود پس آنمرد شناخت شباهت خود را در او . پس گفت به خدا قسم كه پسر منست ، پس عمر گفت : زنها ناتوانند كه مانند معاذ بزايند اگر نبود معاذ عمر هلاك شده بود . ( 1 )
هامش
( 1 ) بيهقى در سنن كبرى ج 7 ص 443 نقل كرده و ابو عمر در العلم ص 150 و باقلانى نسبت داده شده به او در تمهيد ص 199 و ابن ابى شيبه چنانچه در كنز العمال ج 7 ص 82 و فتح البارى ابن حجر ج 12 ص 120 و گويد : ابن ابى شيبه آن را نقل كرده و همه رجال آن مورد اعتمادند و الاصابه ج 3 ص 427 نقل از فوائد محمد بن فحلد عطار نموده و ابن ابى الحديد در شرح نهيج ج 3 ص 150 نقل و تلقّى بقبول كرده .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 263 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)