تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را از سه چيز مرا محبوبتر بود از شتران سرخ موى : 1 - از خليفه بعد از او 2 - از قوميكه ميگويند ما اقرار بزكوة داريم در اموالمان ولى به تو نميدهيم آيا جنگ با آنها حلال است ، و از كلاله . ( 1 ) 11 - از حذيفه در حديثى گويد : نازل شد * ( يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ الله يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ . . . ) * پس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آن را تلقين كرد بحذيفه ( آموخت به او ) و حذيفه هم آن را بعمر آموخت پس چون چندى بعد شد عمر از آن از حذيفه پرسيد پس حذيفه به او گفت : به خدا قسم كه احمق هستى اگر گمان كردى كه آن را رسول خدا به من تلقين نمود پس منهم آن را به تو آموختم چنانچه رسول خدا آن را به من آموخت به خدا قسم چيزى هرگز براى تو به آن زياد نخواهم كرد . ( 2 ) 12 - ابن جرير طبرى در تفسيرش در روايتى نقل كرده : وقتى عمر در خلافتش تأمل در كلاله كرد پس حذيفه را خواست و از او پرسيد از آن پس حذيفه گفت : هر آينه كه پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آن را به من آموخت و من هم آن را به تو آموختم چنانچه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تلقين فرموده بود و به خدا قسم كه من راست ميگويم ، و به خدا سوگند كه چيزى بر آن اضافه نميكنم هرگز و عمر ميگفت : بار
هامش
( 1 ) مستدرك ج 2 ص 303 ، تفسير ابن كثير ج 1 ص 595 تفسير سيوطى ج 2 ص 250 . ( 2 ) تفسير قرطبى ج 6 ص 29 - تفسير ابن كثير ج 1 ص 594 .