پس عمر گفت به آن زن خوب مرديست شوهر تو و در مجلس عمر مرديكه نامش كعب بود نشسته بود گفت اى پيشواى مؤمنين اين زن از كار شوهرش در دورى از او از همخوابگى و آميزش شكايت مىكند پس عمر گفت چنانچه سخن او را فهميدى قضاوت ميان آنها نما . پس كعب گفت شوهر او را حاضر كنيد پس فورا او را آوردند پس گفت اين زن از تو شكايت مىكند . گفت : آيا در امر غذا و نوشابه شكايت دارد گفت :
بلكه در امر دورى تو از آميزش و همخوابگى با او ، پس زن اين دو بيت را سرود :
يا ايها القاضى الحكيم انشده
الهى خليلى عن فراشى مسجده
اى قاضى درست كار سوگند بده او را كه آيا رفيق و همسر مرا مسجدش از آميزش من غافل كرده است .
نهاره و ليله لا يرقده
فلست فى امر النساء احمده
روز و شبش بخواب نميرود پس من نيستم كه در امر زنها او را سپاس كنم پس شوهرش انشاد كرده و گفت :
زهّدنى فى فرشها و فى الحل
انّى امرؤ اذهلنى ما قد نزل
باز داشته مرا در آميزش و همخوابگى او و در زينتها چونكه من مردى هستم كه پريشان كرده مرا آنچه نازل شده
فى سوره النمل و فى سبع الطول
و فى كتاب الله تخويف يجل
در سوره نمل و در هفت سوره بزرگ و در كتاب خدا بيم است كه