تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
من ابو الحسنم و آن جوان را ملحق به مادرش كرد و نسبش ثابت شد ابن قيم جوزى آن را در ( الطرق الحكميه ) ص 45 ياد كرده .

12 نادانى خليفه بمفاد كلمات

1 - عمر بن خطاب از مردى پرسيد تو چطورى ؟ گفت : از مردمى هستم كه فتنه را دوست دارد و حق را مكروه و بر چيز نديده گواهى ميدهد ، پس دستور داد كه او را زندانى كنند پس على عليه السلام فرمان داد او را برگردانند و فرمود : مال و فرزند را دوست دارد و خداوند تعالى ميفرمايد : * ( أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ ) * ( 1 ) جز اين نيست كه اموال و فرزندان شما فتنه و آزمايش است براى شما و مرگ را مكروه دارد و حال آنكه آن حق است و شهادت ميدهد كه محمد پيامبر خداست و او را نديده پس عمر . . . دستور داد او را ازاد كنند و گفت : « اللَّه يعلم حيث يجعل رسالته . ( 2 ) ( الطريق الحكميه ) ابن قيم جوزيه ص 46 2 - از حذيفه بن يمان روايت شده كه گفت با عمر بن خطاب ملاقات كرد پس عمر گفت به او پسريمان چگونه صبح نمودى ، پس گفت ميخواهى چطور صبح كنم ، به خدا قسم صبح كردم در حالى كه حق را مكروه دارم و فتنه را دوست و شهادت مىدهم بچيزيكه نديده‌ام آن را
هامش
( 1 ) سوره آيه ( 2 ) سوره آيه