تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

صورت سوم

بيهقى در سنن كبرايش ج 7 ص 233 ، از شعبى نقل كرده گويد : عمر بن خطاب خطبه اى براى مردم خواند پس سپاس خدا را بجا آورد و او را ستود و گفت : آگاه باشيد و بدانيد و در صداق زنها زيادروى نكنيد پس بدرستيكه نرسد به من از يكى از شما كه زيادتر كند صداق را از مقدارى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نموده بود يا به آن پيشى گرفته بود مگر آنكه من قرار مىدهم زيادى آن را در بيت المال سپس از منبر پائين آمد و زنى از قريش بر او اعتراض كرد و گفت : اى پيشواى مسلمين آيا كتاب خداى تعالى سزاوارتر است كه پيروى شود يا گفته تو ؟ گفت : بلكه كتاب خداى تعالى پس چيست آن گفت تو منع كردى همين الان كه زياد نكنند در صداق زنها و خداوند تعالى ميگويد در كتابش : * ( وَآتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْه شَيْئاً ) * ( 1 ) و داديد بعنوان صداق يكى از آن زنانرا قنطارى پس چيزى از آن برنداريد . پس عمر گفت : « كل احد افقه من عمر » هر كسى از عمر داناتر است دو مرتبه يا سه مرتبه اين جمله را تكرار نمود تا پايان حديث . سيوطى ياد كرده در جمع الجوامع چنانچه در كنز ج 8 ص 298 نقل كرده از سنن سعيد بن منصور و بيهقى و روايت كرده سندى در حاشيه سنن ابن ماجه ج 1 ص 583 و عجلونى در كشف الخفاء
هامش
( 1 ) سوره نساء آيه 24 .