تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
عباس خبر داد به او گفت براى صاحب زنيكه پيش عمر آورده بودند و شش ماه زائيده بود و مردم آن را انكار ميكردند ( و ميگفتند اين نميشود ) پس گفتم بعمر ظلم نكن گفت : چه گونه است گفتم بخوان آيه * ( وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً ) * * ( وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ ) * . حول چه اندازه است گفت يكسال . گفتم سال چند ماه است گفت دوازده ماه گفتم پس بيست و چهار ماه دو حول كامل است و خداوند تاخير مياندازد در حمل آنچه بخواهد و جلو مياندازد پس عمر راحت شد بگفته و قول من . الدر المنثور سوره احقاف ج 6 ص 40 و ابن عبد البر در كتاب علم ص 150 به آن اشاره نموده است .

‹ 5 › « كل الناس افقه من عمر » همه مردم از عمر داناترند

از مسروق بن اجدع گويد : عمر بن خطاب بر منبر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بالا رفت سپس گفت اى مردم چه اندازه زياد ميكنيد در مهر زنانتان و حال آنكه پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و اصحاب او صداق و مهريّه در بينشان چهارصد درهم و كمتر از آن بود و اگر زياد كردن در مهر نزد خدا پرهيزگارى يا بزرگوارى بود پيغمبر و اصحابش پيشى ميگرفتند بسوى آن پس من البتّه حدّ ميزنم آنچه كه زياد كند مردى در صداق زنى بر چهارصد درهم يا محدود بچهارصد درهم ميكنم گفت اين جمله را و از منبر به زير آمد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 185 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)