تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مقتضا و ظاهرش پس براى اين آنچه كه ما ياد كرديم بهتر است . و دليل ديگرى بر آنچه ما ياد كرديم از معناى آيه اينستكه آن بر دو صورت قرائت شده است : * ( أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ ) * و « لمستم » . پس كسى كه اولا مستم خوانده پس ظاهر آن جماع است نه غير آن براى آنكه مفاعله نميشود مگر از دو نفر ، مگر در چيزهاى بسيار كم مثل قول ايشان : قاتله الله و جازاه و عافاه الله : خدا بكشد او را و خدا به او پاداش دهد و عافيت دهد خدا او را و مثل آن و آن چند حرف معدود است كه غير آن بر آن قياس نميشود و اصل در مفاعله آنست كه بين دو نفر باشد مثل قول ايشان قاتله و ضاربه و سالمه و صالحه و مانند آن و هرگاه اين حقيقت لفظ باشد كه پس واجب حمل كردن « لامستم » است بر جمائيكه از مرد و زن با هم مىشود . و بر اين دلالت مىكند اينكه تو نميگوئى « لامست الرجل » من لمس كردم مردى را « و لامست الثوب » من لمس كردم پيراهن را هرگاه لمس كردى آن را با دستت براى تنها بودن تو بفعل . پس دلالت مىكند بر اينكه قول او « لامستم » به معناى « او جامعتم النساء » است پس حقيقتش جماع مىباشد . و هرگاه اين صحيح شد و قرائت كسى بود كه او « او لامستم » قرائت كرده بود احتمال دارد كه لمس با دست باشد و احتمال دارد جماع باشد . واجب است كه اين محمول باشد بر چيزى كه احتمال نمىرود مگر يك معنى براى آنكه چيزى كه حمل نميشود مگر بيك معنى پس آن محكم است و آنچه بر دو معنى مىشود آن متشابه است . و خداوند تعالى امر كرده ما را كه حمل متشابه بر محكم و رد كردن آن را به آن بقولش * ( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْه