زيرا به او گفته بودند : آنچه كه در آن كتاب است دروغ و بى اساس است ( 1 ) .
270 - صالح بن احمد بن ابى مقاتل قيراطى هروى ، متوفى در سال 316 ه ، كذاب و دجال است . و چيزى را كه نشنيده بوده حديث مىكرده و حديث مىدزديده است .
ابو حاتم محمد بن حسان بستى گفته است : او حديث مىدزديده و آن را دگرگون مىكرده است و شايد او بيش از ده هزار حديث ، پائين و بالا كرده و آنها را از شيوخ در ابواب مختلف آورده كه به هيچوجه قابل عمل و احتجاج نيستند ( 2 ) .
271 - صالح بن بشير ابو بشر مرى بصرى ، متوفى در سال 172 يا 176 ه ، داستانسرا و كذاب و متروك الحديث است ( 3 ) .
272 - صالح بن حسان بصرى كذاب است ( 4 ) .
273 - صبيح ( در تاريخ بغداد صبيج آمده است ) ابن سعيد بغدادى خلدى ، كذاب و خبيث و ناكس است ( 5 ) .
274 - صخر بن محمد منقرى مروزى حاجبى كه در حدود سالهاى صد و سى مىزيسته ، كذاب و حديث ساز است . و تمام رواياتش ساختگى است و از ثقات مطالب نادرست آورده و از مالك وليث و ابن لهيعه احاديث ساختگى روايت كرده است ( 6 ) .
275 - صقر بن عبد الرحمن ابو بهز كوفى از دروغگوترين مردم بوده و حديث مىساخته است . ( 7 )
هامش
( 1 ) وفيات الاعيان جلد 1 صفحهء 287 - البداية و النهاية جلد 12 صفحهء 21 - شذرات الذهب جلد 3 صفحهء 207 - بغية الوعات صفحهء 268 .
( 2 ) تاريخ بغداد جلد 9 صفحهء 329 - ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 453 .
( 3 ) تاريخ بغداد جلد 9 صفحهء 308 .
( 4 ) تذكرة الموضوعات صفحهء 7 .
( 5 ) تاريخ بغداد جلد 9 صفحهء 338 - ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 463 .
( 6 ) ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 464 - تذكرة الموضوعات صفحهء 28 - اللئالى المصنوعه جلد 1 صفحهء 78 .
( 7 ) تاريخ بغداد جلد 9 صفحهء 340 - ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 467 - اللئالى المصنوعة جلد 2 صفحهء 39 .