تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
دو تا - ابو بكر - ) است ( 1 ) . پس با در دست داشتن اين همه نصوص چه چيز او را وادار به اين خلاف بزرگ كرده است و اصلا در برابر اين نص مؤكد الهى اين گونه استبداد رأى چرا ؟ و البته براى آن نظائر بسيار است . 31 - و چگونه عمر كار مسلمين را به شورى مىگذارد و مىگويد : هر كس با اميرى از غير راه شورى بيعت كند ، بيعتش و بيعت كسى كه با او بيعت كرده ارزش ندارد و در معرض كشته شدن خواهد بود ؟ ! ( 2 ) 32 - مسلم در صحيحش كتاب فرائض جلد 2 صفحهء 246 و احمد در مسندش جلد 1 صفحهء 48 آورده‌اند كه : عمر روزى در مقام سخنرانى گفت : « من خوابى ديدم و آن اينكه : گويا خروسى دو بار مرا نك گرفت ، و من آن را كنايه از مرگم مىدانم و بعضى به من مىگويند كه جانشينى براى خودم تعيين كنم در صورتى كه هيچگاه خداوند و كسى كه پيامبرش را بر گزيد ، دينش را ضايع نخواهد كرد ، و اگر مردم خلافت با شورى در ميان اين شش نفر از قومم خواهد بود . . . » . بيهقى در سننش جلد 8 صفحهء 150 آن را آورده و گفته است : مسلم در صحيح از حديث ابن ابى حروبه و ديگران آن را روايت كرده است . حافظ ابن الدبيع نيز در « تيسير الوصول » جلد 2 صفحهء 49 آن را از مسلم نقل كرده است . 33 - چه چيز مجوز عمر و ديگر از صحابه بوده كه دربارهء خلافت ابو بكر بگويند : « كه آن امر ناگهانى و شتابزده بوده ، خداوند ( مردم را ) از شر آن
هامش
( 1 ) مسند احمد ، جلد 1 صفحهء 97 - سيرهء حلبى ، جلد 3 صفحه 386 - صواعق ، صفحه 7 - طبقات ابن سعد ، جلد 3 صفحه 128 - نهايهء ابن اثير ، جلد 3 صفحه 247 - صفة الصفوة جلد 1 صفحه 97 . ( 2 ) مسند احمد ، جلد 1 صفحه 56 - تاريخ ابن كثير جلد 5 صفحه 246 .