روى اسب ابلقى سوار بود نزديكش رفتم و روى سرش عمامه اى از نور و در پايش نعلينى سبز كه بندش از لؤلؤ تر بود قرار داشت و در دستش تازيانه اى از تازيانههاى سبز بهشتى بود ، بر من سلام كرد و جوابش دادم و گفتم : اى رسول خدا ! شوقم نسبت به شما زياد شده بود كجا تشريف داشتيد ؟ فرمود : عثمان در بهشت عروسى داشت به عروسيش رفته بودم !
اين حديث را ازدى از ابراهيم منقوش آورده و گفته است : او حديث ساز بوده است و سيوطى آن را در لئاليش از موضوعات و ساختهها شمرده است .
95 - از عبد الله بن عمر آمده است كه : در محضر رسول خدا مىگفتيم : بهترين امت پيامبر ، ابو بكر ، سپس عمر و سپس عثمان است و رسول خدا مىشنيد و انكار نمىكرد .
جمعى از ائمهء حديث به طرق مختلف آن را آورده و ما در جزء دهم به طور تفصيل دربارهء آن به خواست خدا بحث خواهيم كرد .
96 - از عمر به طور مرفوع از رسول خدا آمده است كه : عثمان مىميرد و فرشتگان بر او درود مىفرستند . گفتم : تنها بر عثمان يا براى همهء مردم ؟ فرمود تنها براى عثمان .
اين حديث طولانى است و در آن براى هر يكى از اصحاب ششگانه شورى منقبتى است . ذهبى در ميزانش در شرح حال محمد بن عبد اللَّه خراسانى گفته است :
اين حديث ساختگى است و ابن حجر در لسانش جلد 5 صفحهء 227 گفته است :
ساختگى بودن آن آشكار است .
97 - از ابى هريرة به طور مرفوع آمده است : براى خدا پرچمى از نور است كه روى آن نوشته شده : خدائى جز خداى يكتا نيست محمد رسول خدا است ، ابو بكر صديق است .
ذهبى در ميزانش آن را آورده و گفته است : اين خبر ساختگى است و محمد ابن يحيى بن عيسى سلمى متهم است كه آن را ساخته است ( لسان الميزان جلد 5 صفحهء 424 )
الغدير ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٩٩