و ابن تيمية در منهاج السنة جلد 2 صفحهء 207 گفته است : گروهى براى معاويه فضائلى ساخته و احاديثى از پيامبر اكرم روايت كردهاند كه همهء آنها دروغ است .
و بر اينها قياس كن آنچه را كه به نام رسول خدا دربارهء بسيارى از بزرگان صحابه با اسمها و خصوصياتشان ساختهاند و احاديث زيادى كه در باب مناقب و مثالب عباس و فرزندانش عموما و مخصوصا فرزندانيكه بعدا خليفه شدهاند وضع كردهاند ! !
و اضافه كن بر آنها احاديثى را كه دربارهء بعضى از افراد معلوم الحال ساختهاند مانند حديثى كه دربارهء وهب و غيلان و محمد بن كرام جعل كردهاند كه : رسول خدا فرموده است : « در امتم مردى است نامش وهب است كه خدا به او حكمت بخشيده است » و « مردى است به نام غيلان كه از ابليس براى امتم بدتر است » ( 1 ) و « در آخر الزمان مردى به نام محمد بن كرام مىآيد كه سنت وسيلهء او زنده مىشود » ( 2 )
و متون همهء اين روايات با احاديث صحيحه معارضند كه اگر بخواهيم به طور تفصيل دربارهء آنها بحث كنيم به اصطلاح مثنوى هفتاد من كاغذ شود .
ما در اين جا ، تنها احاديثى را كه با حديث صدم كه به نام جبرئيل ساخته شده معارض است مىآوريم تا پژوهشگر از باب مشت نمونهء خروار است و در اين باره از روى بصيرت قضاوت نمايد :
1 - از امتم هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت مىشوند . بخارى و مسلم و احمد و دارمى و ابو داود آن را آوردهاند .
2 - از اين قبرستان ( قبرستان بقيع ) هفتاد هزار نفر برانگيخته مىشوند و بدون حساب وارد بهشت مىگردند . طبرانى در « الكبير » آن را آورده است ( 3 ) .
3 - از امتم هفتاد هزار نفر وارد بهشت مىشوند كه بر آنها حساب و عذابى نيست ، و با هر هزار نفر هفتاد هزار نفر ديگر خواهند بود . احمد و طبرانى و بزاز آن را
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال جلد 3 صفحهء 160 .
( 2 ) لسان الميزان جلد 1 صفحهء 375 .
( 3 ) مجمع الزوائد جلد 4 صفحهء 13 .