را سب كند بايد تازيانه زده شود . گفته شده . چرا يا رسول اللَّه ؟ زيرا خداوند مرا و ابو بكر و عمر را از يك خاك آفريد كه در آن دفن خواهيم شد .
ذهبى گفته است : اين حديث ساختگى است و ابن عدى گفته است : نادرستى اين حديث از ناحية يعقوب بن جهم حمصى است ( 1 ) .
58 - از انس آمده است : هنگامى كه وقت وفات ابى بكر صديق فرا رسيد ، از على بن ابى طالب شنيدم كه مىگفت : در ميان مردم چهار نفر ، زير كند كه دو تاى آنها مرد و دو تاى ديگرشان زن هستند . صفورا ، دختر شعيب ، خديجه دختر خويلد ، عزيز مصر در زمان يوسف ، و ابو بكر صديق كه هنگام وفاتش به من گفت : من فكر كردم كه فرمانروائى را بعد از خودم به دست عمر بن خطاب قرار دهم . به او گفتم :
اگر آن را در غيرش قرار دهى ، ما به آن رضايت نخواهيم داد .
او گفت : خوشحالم كردى كه ترا با آنچه كه از رسول خدا شنيدم خوشحال مىكنم ، گفتم : آن چيست ؟ گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : روى پل صراط بر آمدگىاى است كه از آن كسى عبور نمىكند ، مگر وسيلهء على بن ابى طالب . على به او گفت : آيا تو و عمر را خوشحال نكنم با آنچه كه از رسول خدا شنيدم ؟ او گفت : آن چيست ؟ گفتم : رسول خدا برايم گفت : اى على ! عبور از پل صراط را براى كسى كه ابو بكر و عمر را سب مىكند ننويس ، زيرا آنها دو آقاى پير مردان اهل بهشت ، بعد از پيامبرانند .
هنگامى كه خلافت به عمر رسيد ، على به من گفت : اى انس ! مجارى قلم را از ناحيهء خدا ، در آفرينش نگريستم ، برايم نبود كه به غير از آنچه كه در سابق علم خدا و اراده اش گذشته بود راضى شوم ، زيرا مىترسيدم كه اعتراضى از ناحيهء من نسبت به خدا باشد . در صورتى كه از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : من خاتم پيامبران ، و تو خاتم اوليائى .
خطيب در تاريخش جلد 10 صفحهء 357 آن را آورده ، و در صفحهء 358
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال جلد 3 صفحهء 323 - لسان الميزان جلد 6 صفحهء 306 .