تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ساز آن را آورده است . و گفته است : اين خبر ساختگى است . و در جلد 3 صفحهء 293 با تغيير مختصر از طريق يحيى بن شبيب كذاب وضاع نيز آن را آورده و گفته است : اين دروغ است و خدا مىداند كه كدام يك از اين دو مرد آن را ساخته‌اند . و ابن حجر در لسان الميزان جلد 3 صفحهء 245 گفته است : ابن حبان آن را ضعيف دانسته و معتقد است : براى آن از كلام پيامبر و انس و ثابت و حماد ( كه آنها رجال سند حديثند ) اصلى نيست و به اين مطلب ذهبى در « الميزان » در شرح حال عبد اللَّه بن ابراهيم دمشقى ، اشاره كرده و گفته است : اين خبر باطل است . و ابن حجر در لسان الميزان جلد 3 صفحهء 248 گفته است : حديث ياد شده از عقبة بن عامر چنين آورده شده : « هنگامى كه به آسمان عروج داده شدم داخل بهشت عدن شدم ، سيبى در دستم قرار گرفت كه از آن حوريهء پسنديده اى كه مژگان چشمهايش همانند زيبائى مژگان بازها بوده ، آشكار گرديد و به او گفتم كه : تو مال كى هستى ؟ گفت : من براى خليفهء بعد از تو هستم كه از روى ستم كشته مىشود ( عثمان بن عفان ) و در صفحهء 293 نيز آن را آورده و گفته است : حديث نادرستى است . و خطيب در تاريخش جلد 5 صفحهء 297 آن را از طريق محمد بن سليمان ابى على شطوى ، از نافع از ابن عمر از رسول خدا چنين آورده است : « هنگامى كه شبانه بسوى آسمان برده شدم و در آسمان چهارم قرار گرفتم سيبى در دامنم افتاد و آن را با دستم گرفتم پس شكافته شد و از آن حوريهء خندانى بيرون آمد و به او گفتم : بگو ببينم : مال كى هستى ؟ گفت : متعلق به مقتول شهيد : عثمان بن عفان هستم » . و با اين طريق نيز اين حديث ساختگى است . خطيب در تاريخش و ابن جوزى در « الموضوعات » و ذهبى در « ميزانش » نادرستى اين حديث را از ناحيهء محمد بن سليمان ابى جعفر خزاز دانسته‌اند .