يحيى بن معين به قاصد گفت : به ابو عبد الله سلام برسان و به او بگو : من و شما از عبد الرزاق شنيديم كه عثمان بن عفان را بد مىگفت ، آيا حديث كردن از او را ترك كنم ، با آنكه عثمان از معاويه بالاتر است ؟ ! ( 1 ) .
آرى شعبه ، روايت كردن از منهال بن عمر اسدى كوفى را ، هنگامى كه از خانه اش آواز خوانى شنيد ، ترك كرد چنان كه ابن ابى حاتم گفته است ( 2 ) .
آرى يزيد بن هارون گفته است : روايت كردن از ابو يوسف بخاطر آنكه اموال يتيمان را به مضاربه مىدهد و سودش را براى خودش بر مىدارد ، جائز نيست ( 3 ) .
آرى آرى ، بخارى ، روايت كردن از امام صادق را ترك كرد و يحيى بن سعيد گفته است : در نفسم از او چيزى است . گر چه او دروغ گو نبوده است ( 4 ) ولى شافعى و ابن معين و ابن ابى خثيمه و ابو حاتم و ابن عدى و ابن حبان و نسائى و ديگران او را توثيق كردهاند .
آرى ابو حاتم بن حبان بستى ، گفته است : على بن موسى الرضا ( امام پاك ) از پدرش مطالب عجيب و غريب نقل مىكند گويا كه اشتباه و خطا مىكند ( 5 ) .
آرى ابن جوزى ، امام پاك ، حسن بن على بن محمد عسكرى را در « الموضوعات » تضعيف كرده است ! ! ( 6 ) .
* ( فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ ) *
« پس واى بر آنها ، از آنچه را كه دستهايشان نوشته ، و واى بر آنها ، از آنچه را كه كسب مىكنند » .
( بقره آيهء 79 )
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد جلد 14 صفحهء 427 .
( 2 ) خلاصة التهذيب صفحهء 332 .
( 3 ) تاريخ بغداد جلد 14 صفحهء 258 .
( 4 ) تهذيب التهذيب جلد 2 صفحهء 103 .
( 5 ) انساب السمعانى در باب راء وضاء - تهذيب التهذيب جلد 7 صفحهء 388 .
( 6 ) لسان الميزان جلد 2 صفحهء 240 .