تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
13 - حافظ عبد المغيث حنبلى ، كتابى در فضائل يزيد بن معاويه نوشته و در آن مطالب ساختگى زيادى آورده است ، در صورتى كه از چنين شخصى به پارسائى و ثقة و دين دارى و راستى و امانت و شايستگى و اجتهاد ياد شده است ! ! . 14 - حافظ زيد بن حباب ، كه ابن معين گفته است : او ثقه است ، ولى حديث ثورى را دگرگون مىكرده است ! ! ( 1 ) . 15 - خلف بن هشام ، كه شرب خمر مىكرده ، احمد امام حنبليان ، او را توثيق كرده است . وقتى كه به او اعتراض شد : چرا آدم شراب خوار را توثيق مىكنى ؟ در جواب گفت : اين علم از ناحيهء او به ما رسيده ، او به خدا قسم پيش ما ثقه و امين است ، شراب بنوشد يا ننوشد ! ! ( 2 ) . 16 - خالد بن مسلمة بن عاص ابو سلمهء قرشى ، كه امام احمد و يحيى بن معين او را توثيق كرده و گفته‌اند : حديثش نوشته شود و ابن عدى گفته است : او در زمرهء كسانى است كه حديثش قابل گردآورى است گر چه حديثش كم است و مانعى از روايت كردن از او نمىبينم ، در صورتى كه او از سران « مرجئه » و دشمن على است ( 3 ) . آرى چنين كسانى را توثيق مىكنند . و روايت كردن از آنها را جائز مىشمرند ، اما افراد زير را از ثقه و مورد اعتماد بودن ساقط مىدانند : احمد بن حنبل ، وقتى كه شنيد عبيد الله بن موسى عيسى ، نسبت به معاويه بد گوئى مىكند ، روايت كردن از او را ترك كرد و نماينده اى پيش يحيى بن معين فرستاد و به او پيغام داد كه : برادرت ابو عبد الله احمد بن حنبل برايت سلام مىفرستد و مىگويد : از عبيد الله . حديث زياد نقل مىشود ، در صورتى كه من و شما از او مىشنويم كه به معاويه بد مىگويد ، از اين رو ، من ديگر از او حديث نقل نمىكنم ! .
هامش
( 1 ) خلاصة التهذيب صفحهء 108 . ( 2 ) تاريخ بغداد جلد 8 صفحهء 326 . ( 3 ) تاريخ شام جلد 5 صفحهء 53 .