تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
« اى ضربتى كه از پرهيزكارى صادر شده و از آن جز رسيدن به رضوان و خشنودى خدا نظرى نداشته است ، من هرگاه كه آن را ياد مىآورم فكر مىكنم كه او پيش خدا از لحاظ پاداش از همهء مردم پر پاداشتر است » ( 1 ) . چنين فردى را عجلى توثيق كرده و بخارى از رجال صحيحش قرار داده و از او حديث نقل كرده است ! ! ! . 4 - اسماعيل بن اوسط بجلى ، امير كوفه ، متوفى در سال 117 ه كه از ياران حجاج بن يوسف ثقفى بوده و سعيد بن جبير را براى قتل پيشش فرستاده بود ، ابن معين چنين شخصى را توثيق كرده و ابن حبان او را از ثقات شمرده است ! ! ( 2 ) . 5 - اسد بن وداعهء شامى تابعى ناصبى كه على راسب مىكرده و عابد بوده است ، نسائى او را توثيق نموده است ! ! ( 3 ) . 6 - ابو بكر محمد بن هارون ناصبى منحرف ، و معروف به دشمنى با امير المؤمنين كه خطيب بغدادى او را توثيق كرده است ! ! ( 4 ) . 7 - خالد قسرى امير ناصبى ، دشمن ستمكار ( ذهبى او را چنين توصيف كرده است ) و در تاريخ ابن كثير جلد 10 صفحهء 20 - 21 آمده است كه : او مرد بدى بوده ، به على جسارت مىكرده و مادرش نصرانى بوده و در دينش متهم بوده و در خانه اش براى مادرش كنيسه اى ساخت ، با اين حال ، ابن حبان او را توثيق كرده است ! ! 8 - اسحاق بن سويد عدوى بصرى ، متوفى در سال 131 ه كه نسبت به على دشمنى مىكرد و مىگفت : او را دوست ندارم . با اينحال ، احمد و ابن معين
هامش
( 1 ) در جلد اول اين كتاب صفحهء 324 اين مطلب بطور تفصيل آمده ، به آنجا مراجعه كنيد . ( 2 ) ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 103 - لسان الميزان جلد 1 صفحه 395 . ( 3 ) ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 97 - لسان الميزان جلد 1 صفحهء 385 . ( 4 ) لسان الميزان جلد 5 صفحهء 411 .