حافظ عراقى در « طرح التثريب » جلد 1 صفحهء 90 و ابو الحجاج المزى در « تهذيب الكمال » چنان كه در تلخيص التهذيب آمده : جريان سلام گفتن فرشتگان را به او نقل كردهاند .
ابن سعد و ابن جوزى در « صفة الصفوة » جلد 1 صفحهء 283 و ابن حجر در تهذيب التهذيب جلد 8 صفحهء 128 گفتهاند كه : « فرشتگان با او مصافحه مىكردند » .
از جمله كسانى كه فرشتگان با آنان سخن گفتهاند ، ابو المعانى صالح متوفى در سال 427 ه است .
ابن جوزى و ابن كثير نقل كردهاند كه : ابو المعالى در ماه رمضانى گرفتار بيچارگى شديدى شد ، تصميم گرفت برود پيش يكى از بستگانش تا مقدارى قرض بگيرد . او مىگويد : همين كه داشتم مىرفتم پرنده اى روى شانهام نشست و گفت :
اى ابو المعالى ! من فلان فرشتهام ، به آنجا مرو ، او را پيش تو خواهيم آورد ، او مىگويد : فردا همان مرد پيشم آمد ( 1 ) .
ابو سليمان خطابى مىگويد : رسول خدا فرموده است : « در امتهاى پيشين مردمى بودند » محدث « و اگر در امتم كسى باشد او عمر است » و من مىگويم :
اگر در اين عصر كسى باشد او ابو عثمان مغربى است ( 2 ) .
و از اين قبيل است سخن گفتن « حورا » با « ابى يحيى ناقد » خطيب بغدادى و ابن جوزى از « ابى يحيى زكريا ابن يحيى ناقد » متوفى در سال 285 ه نقل كردهاند كه او گفته است : از خدا با چهار هزار ختم قرآن حوريه اى خريدم هنگامى كه در ختم آخر بودم خطابى از حوريه اى شنيدم كه مىگفت : « تو به عهدت وفا كردى و اينك من همانم كه مرا خريدى » ( 3 ) .
هامش
( 1 ) صفة الصفوة جلد 2 صفحهء 28 - المنتظم جلد 9 صفحهء 136 - البداية و النهاية جلد 12 صفحهء 163 .
( 2 ) تاريخ بغداد جلد 9 صفحهء 113 .
( 3 ) تاريخ بغداد جلد 8 صفحهء 362 - المنتظم جلد 6 صفحهء 8 - صفة الصفوة جلد 2 صفحهء 234 - مناقب احمد تأليف ابن جوزى صفحهء 510 .