آن هم برترى اسلام بر ديگر امم است و چون در بنى اسرائيل پيامبران برانگيخته شدند و پيامبر ما خاتم انبياء است و نمىشود پيامبرى بعد از او برانگيخته شود از اين رو در عوض آن ، محدثون در اين امت زياد پيدا شدند .
نكتهء قابل توجه :
غزالى مىگويد : بعضى از عرفاء گفتهاند : از برخى از « ابدال » دربارهء بعضى از « مقامات نفس » پرسيدم ، او به طرف راست و چپش نگريست و گفت : خدا شما را رحمت كند چى مىگوئيد ؟ آنگاه به سينه اش توجه كرد و گفت : شما چه مىگوئيد ؟ آنگاه جواب سؤال را داد ، از او پرسيدم به چه جهت به طرف راست و چپ توجه نموديد ؟ پاسخ داد : جواب سؤالت را نمىدانستم از دو فرشته كه در دو طرفم قرار داشتند پرسيدم آنان نيز بلد نبودند آنگاه از دلم پرسيدم آنطور كه پاسخ دادم به من خبر داد ، بنابراين او از دو فرشته داناتر بوده است . غزالى اضافه مىكند : گويا همين معنى اين حديث است » .
انسان جستجوگر در كتب تراجم افرادى را مىيابد كه فرشتگان با آنان سخن گفتهاند از قبيل : عمران بن حصين خزاعى ، متوفى در سال 52 هجرى كه درباره اش نوشتهاند : فرشتگان حفاظت كننده را مىديده و با آنها سخن مىگفته تا اينكه سوخت و داغ شد ( 1 ) و ( 2 ) .
ابن كثير در تاريخش جلد 8 صفحهء 60 آورده است كه : فرشتگان بر او سلام مىكردند تا آنكه داغ شد در اين وقت سلامشان قطع گرديد ، آنگاه پيش از چند لحظه قبل از مرگ دوباره پيشش آمدند و به او سلام مىگفتند .
و در شذرات الذهب جلد 1 صفحهء 58 آمده است : « سلامى كه فرشتگان به او مىگفتند مىشنيد تا آنكه با آتش سوخت ديگر به مدت يكسال سلامشان را نشنيد پس خداوند به او لطف فرمود : دوباره اين نعمت را بر او ارزانى داشت » .
هامش
( 1 ) استيعاب جلد 2 صفحهء 455 - الاصابة جلد 3 صفحهء 26 .
( 2 ) در زندان مداركى در دست نيست كه در مورد علت و چگونگى سوختن و داغ شدنش به آنها مراجعه كنم بجا است كه خوانندهء محترم به مصادر مربوطه مراجعه نمايد .