تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
بوده كه قطب الدين آن را هنگام گفتگو با مستنصر قرائت كرده است .

آيا طى الارض محال است ؟

از پشت پرده‌هاى دشمنى و كينه به گوشم مىرسد : اين كرامت آشكارى كه براى مولاى ما امير المؤمنين عليه السلام در مورد « طى الارض » نقل شده تكذيب مىكنند و آن را به غلو نسبت مىدهند ، چون فكر مىكنند : محال است اين همه راه را در آن وقت كم بشود طى نمود ! اى كاش اين بيچارگان مىفهميدند كه اين عمل ، بر فرض محال بودن محال عادى است ، نه عقلى و گرنه مسأله معراج ( كه قطعا جسمانى است ) و جزء ضروريات دين بشمار مىرود ، و همچنين داستان آصف ابن برخيا كه در قرآن كريم آمده است نبايد صحيح باشند ؟ ! ! و نبايد عفريتى از جن بتواند تخت بلقيس را پيش از آنكه سليمان از جايش حركت كند پيش او حاضر نمايد در صورتى كه نه قرآن و نه سليمان پيشنهاد او را رد نكردند ، جز آنكه سليمان خواستار سرعت عمل بيشتر بوده است . اينها گويا از اين حقيقت غفلت دارند كه : قدرت همه جانبهء خدا نسبت به سير دادن تند و آهسته ، همانند همه امور دشوار و آسان ، يكسان است . بنابراين چه مانعى دارد كه گاهى خداوند متعال بنده خاص و مقربش را مورد مرحمت بيشتر قرار دهد و به او قدرت انجام بر كارهائى را عنايت كند كه ديگران از انجام آن عاجز باشند ؟ ! و از سوى ديگر ، خداوند مردم را گونه گون آفريده ، و لذا مىبينى كه توانائيهايشان مختلف است ، اين يكى بر كارى توانا است كه ديگرى از آن عاجز است ، و قدرت خدا هم حد و اندازه اى ندارد و از همين جا است كه امور عادى موجودات نيز با هم متفاوت است .