تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
خلافت رسيده است . عليهذا نمىتواند قهرمان اين داستان مصاحب مستنصر باشد و علامهء سيد محسن امين جبل عاملى در كتاب « اعيان الشيعة » جزء 21 صفحهء 233 ضمن شرح حال « ابى محمد عز الدين حسن بن حمزهء اقساسى » اين داستان را آورده و اشعار ياد شده را مربوط به او دانسته است . در صورتى كه ندانسته كه اين اشعار مربوط به « ابن نقله » است و او برادرزادهء « حسن بن حمزه » است و او سالها پيش از « محمد اقساسى » زندگى مىكرده و از شاعر ما هم مقدمتر بر مستنصر مىزيسته است . و ابن شهر آشوب در كتاب « مناقب » جلد 1 صفحهء 449 اين اشعار را با مختصر تغييرى به « ابى الفضل تميمى » نسبت داده است كه ترجمهء آن اين است : « كمى از شگفتيهاى حالات على را از من شنيدى در صورتى كه همه كارهاى او همواره عجيب بوده است ، دانستى كه در شبى وصى پيامبر از مدينه به مدائن رفت ، هنگامى كه از او خواسته شد ، سلمان پاك را در قبر نهاد و به مدينه مراجعت كرد در صورتى كه هنوز صبح نشده بود ، همانند » آصف « پيش از چشم برهمزدنى ، تخت بلقيس را پيش سليمان پيغمبر آورد ، پس چگونه دربارهء آصف چنين عملى را غلو نمىدانى ، ولى دربارهء على مرا غلو كننده و دروغگو مىپندارى ؟ ! اگر احمد بهترين پيامبران است ، پس اين مرد ( على ) بهترين وصىها است و گرنه تمام گفته‌ها دروغ است . و گفتى كه اين گفتهء غلات شيعه است ، گناه غاليان چيست ؟ ! هنگامى كه چيز درست و صحيحى را مىگويند ؟ ! بنابراين طبق روايت ابن شهر آشوب نيز اين اشعار مربوط به سيد قطب - الدين اقساسى نيست ، زيرا ابن شهر آشوب يكسال پيش از تولد مستنصر و پنجاه و هفت سال پيش از وفات سيد قطب الدين فوت كرده بود و نمىشود چنين مطلبى را از آنها نقل نمايد . و گويا آن اشعار مال « ابى الفضل تميمى » يا ديگر از گذشتگان آل اقساسى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 46 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)