تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
از دروغهاى شاخدار است كه غلات شيعه مىگويند : بعد از مرگ سلمان ، على ابن ابيطالب عليه السلام براى غسل دادنش از مدينه به مدائن آمده و بعد از فراغت از عمل همان شب به مدينه مراجعت نموده است . ابن اقساسى بالبديهة اين اشعار را در پاسخ او سرود :
انكرت ليلة اذ صار الوصى الى ارض المدائن لما ان لها طلبا و غسل الطهر سلمانا و عاد الى عراص يثرب و الاصباح ما وجبا و قلت : ذالك من قول الغلاة و ما ذنب الغلاة اذا لم يورد و اكذبا
« منكر اين شدى كه وصى پيامبر در يكشب از مدينه به مدائن رفته ، بعد از غسل سلمان پاك در همان شب پيش از صبح به مدينه مراجعت كرده باشد ، و گفتى : اين حرف از گفتار غلات است ، گناه غلات در صورتى كه دروغ نگفته باشند چيست ؟
فاصف قبل رد الطرف من سباء بعرش بلقيس و انى يخرق الحجبا فانت فى آصف لم تغل فيه بلى فى حيدر انا غال ان ذا عجبا
از اينكه « آصف ابن برخيا » پيش از يك چشم برهم زدن تخت بلقيس را از مملكت « سبا » به بيت المقدس آورد ، اين پردهء ابهام را پاره كرد و اين مشكل را حل نمود . تو دربارهء آصف ، معتقد به غلو نيستى ، اما من دربارهء حيدر غلو كرده‌ام ، جاى بسى شگفتى است ! ! اگر احمد بهترين فرستادگان است ، على بهترين وصىها است و گرنه تمام حرفها و خبرها بيهوده است » اين اشعار را علامهء « سماوى » در كتاب « الطليعه » نقل كرده و آن را به شاعر ما ( سيد محمد اقساسى ) نسبت داده و پنداشته است كه او مصاحب مستنصر بوده است در حالى كه او از تاريخ مستنصر و وفات سيد محمد صاحب « غديريهء معروف » غفلت داشته است . چنان كه در سابق گفتيم شاعر ما در سنهء 575 ه وفات يافته و مستنصر در سال 589 ه يعنى چهارده سال بعد از وفات او متولد گرديده و در سنهء 624 ه به