تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
مرگت ذلت آور است و بهترين روح ، روحى است كه با بدنت منضم بوده و بهترين بدن بدنى است كه در كفنت قرار دارد و چگونه چنين نباشد كه تو بقيهء فرزندان پيغمبران و راه هدايت و پنجم اصحاب كسائى ، از دستهاى حق و حقيقت تغذيه كردى و در دامن اسلام تربيت شدى ، پس در زمان حيات و مرگ پاك و پاكيزه بودى ، اگر چه با فراقت ، دل ما خونين است و خير را برايت شك نداريم » ( 1 ) . 10 - على بن ابى طالب « امير المؤمنين » روى قبر « خباب » ايستاد و فرمود : « خدا خباب را رحمت كند كه با رغبت اسلام آورد ، و در راه بندگى كوشش نمود ، و زندگى را با جهاد گذراند ، و حوادث را پشت سر گذاشت ، و خدا پاداش كسى را كه عمل نيك انجام دهد ضايع نمىكند » ( 2 ) . 11 - عايشه روى قبر پدرش ابى بكر صديق ايستاد و گفت : « خدا رويت را نيكو بگرداند و اعمال شايسته ات را پاداش دهد ، با پشت كردن به دنيا آن را خوار و با اقبال به آخرت آن را عزيز كردى ، و اگر مصيبتت بعد از مصيبت رسول خدا بزرگترين مصائب و حوادث بوده ، كتاب خدا ما را وعده به صبر بر مصيبت داده و ما نيز در شكيبائى پيرو آنيم ، پس مىگويم : « ما ملك خدائيم و به سويش باز مىگرديم » و برايت طلب آمرزش زياد مىكنم ، پس درود خدا بر تو اگر ترا از ما گرفته است حياتت را دشمن نداشته و از مرگت دل خوش نبوده است . » ( 3 ) 12 - حسن بصرى ، هنگامى كه وارد قبرستان مىشد مىگفت : « خدايا اى آفريدگار اين جسدهاى كهنه شده و استخوانهاى پوسيده اى كه از دنيا خارج شدند ، در حالى كه به تو مؤمن بودند ، بر آنها روحى از ناحيه ات داخل كن و از ناحيهء ما به آنها برسان » ( 4 ) . 13 - ابن سماك روى قبر ابى سليمان داود بن نصير طائى ، متوفى در سال
هامش
( 1 ) عقد الفريد ج 2 ص 8 . ( 2 ) مستطرف ج 2 ص 338 . ( 3 ) العقد الفريد ج 2 ص 6 . ( 4 ) صفة الصفوة ج 3 ص 82 .