كه : تحيت مسجد رسول خدا بر زيارت آن حضرت مقدم است .
2 - از امورى كه ميان همهء فرق اسلامى از گذشته و حال مورد اتفاق بوده مسأله جواز نيابت و استيجار اجير براى زيارت پيامبر اكرم است ، در مورد كسى كه مانعى او را از انجام اين عمل باز داشته است .
و به طور استفاضه ( 1 ) از عمر بن عبد العزيز نقل شده : كسى را از شام به مدينه مىفرستاد تا سلامش را به رسول خدا ابلاغ نمايد .
اين مطلب را بيهقى در « شعب الايمان » و ابو بكر احمد بن عمرو النيلى ، متوفى در سال 287 در مناسكش و قاضى عياض در « الشفاء » و حافظ ابن جوزى در « مثير الغرام الساكن » و تقى الدين سبكى در « شفاء السقام » صفحهء 41 و ديگران نقل كردهاند .
و يزيد بن ابى سعيد « مولى المهرى » مىگويد : رفتم پيش عمر بن عبد العزيز ، هنگامى كه با او خدا حافظى مىكردم به من گفت : به تو حاجتى دارم و آن اينكه هنگامى كه به مدينه رفتى و قبر رسول خدا ( ص ) را ديدى سلامم را به حضرتش ابلاغ كن ! ( 2 )
ابو الليث سمرقندى حنفى در « الفتاوى فى باب الحج » گفته است : ابو القاسم گفته :
هنگامى كه خواستم از مكه خارج شوم ، قاسم بن غسان گفت : به تو حاجتى دارم و آن اينكه : هنگامى كه پيش قبر رسول خدا رفتى از ناحيهام به حضرتش سلام برسان ، و من وقتى كه پايم را توى مسجد مدينه گذاشتم يادم آمد ( 3 ) .
عبد الحق بن محمد صقلى مالكى ، متوفى در سال 466 ه در « تهذيب الطالب » گفته است : در بعضى از مسائلى كه از شيخ ابو محمد بن ابى زيد سؤال شده بود ، ديدم : از او دربارهء مردمى كه اجير شده بود ، با اجرتى حج استيجارى انجام دهد و شرط كرده بودند كه زيارت قبر پيامبر اكرم را نيز انجام دهد و اتفاقا در اثر
هامش
( 1 ) اگر در هر مرحله اى از سلسلههاى روات بيش از سه نفر باشند و يقين آور هم نباشد آن خبر را مستفيض مىگويند ( وجيزهء مرحوم شيخ بهائى صفحهء 2 ) « مترجم » .
( 2 ) الشفاء تأليف قاضى و الشفاء تأليف سبكى ص 41 .
( 3 ) شفاء السقام ص 41 .