كم عقل ، يا عوامان دروغگوى نفهم ، يا افراد غريب خوددار مكار ، يا خشك مقدسان نادان نيستند ؟ !
اگر حرفم را قبول ندارى آنان را تفتيش كرده مورد آزمايش و سنجش قرار ده .
اى مسلمان ! در مورد خودستائيت از خر شهوت بزيرآ ، آخر تا چند با آن صداقت ، و با اخيار و نيكان دشمنى مىكنى و چرا اينقدر آن را بزرگ و بندگان خدا را كوچك مىشمرى ؟
تا كى با آن رفاقت و با پارسايان دشمنى مىكنى ؟
تا كى سخنانت را چنان مىستائى كه ( به خدا قسم ) احاديث صحيحين ( صحيح بخارى و مسلم ) را چنان نمىستائى ؟ !
اى كاش احاديث صحيحين از دست تو سالم مىماند ، ولى تو در هر وقتى به آنها حمله كرده با تضعيف و تأويل و يا انكار و ابطال آنها از اعتبارشان مىاندازى . آيا وقت آن نرسيده كه دست از اين كار كشيده و توبه نمائى ؟ ! آيا تو در دههء هفتاد نيستى كه وقت كوچ كردن نزديك شده است ؟ ! چرا به خدا قسم .
نمىدانم به ياد مرگ مىافتى يا آنكه كسى آن را ياد كند مسخره اش مىكنى ؟
گمان نمىكنم توجه به گفتارم داشته باشى ، ولى موعظهام را نپذيرى مگر آنكه تصميم داشته باشى اين ورقه را كتابها سازى و دنبالهء گفتارم را قطع كنى و همواره بخواهى بر من غلبه نمائى تا بگويم : البته ساكت شدم . وقتى كه حال تو نسبت به من كه دوست مهربان و صميمى تو هستم اين چنين باشد ، پس نسبت به - دشمنانت چگونه خواهد بود ؟ در صورتى كه در ميان دشمنانت به خدا قسم صالحان و عاقلان و فاضلانى هستند ، چنان كه در ميان دوستانت فاجران و دروغگويان و نادانان و هرزه درايان و كوران و گاوانى هستند . من از تو راضيم كه مرا علنى فحش بدهى و در باطن از گفتارم بهره مند گردى ( خدا رحمت كند مردى را كه عيبهايم را برايم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٦١