ديدم آنان عبارتند از : ابو بكر دقاق ، ابو الحسين نورى ( 1 ) و ابو حمزه محمد بن على جرجانى فقيه شافعى ( 2 ) .
10 - روزى جوان نصرانى با سرو وضع و آرايش مسلمين پيش ابو القاسم جنيد خزاز آمد و به او گفت : اى ابو القاسم ! معنى گفتهء پيغمبر كه فرموده است :
« از فراست مؤمن بپرهيزيد كه او با نور خدا مىبيند » چيست ؟
جنيد سرش را پائين انداخت و آنگاه سر برداشت و گفت : اسلام بياور كه اينك وقت آن است ، او نيز مسلمان شد ( 3 ) .
از ابى الحسن شاذلى متوفى در سال 656 ه حكايت شده كه گفته است : « اگر دهنى شريعت بر دهانم نهاده نشده بود ، هر آينه از حوادثى كه تا روز قيامت واقع خواهد شد به شما خبر مىدادم » ( 4 ) .
شگفتا ! !
شگفتآورتر از همهء اينها ، ادعاى آن مرد سنى است كه مىگويد : لوح محفوظ را مىبيند و محتواى آن را مىخواند و آن همه ادعاهاى بزرگ را از آن اخذ مىكند و در زمرهء فضائل مىآورد و به صورت حقائق غير قابل انكار در كتبشان نقل مىشود .
ابن عماد در شذرات الذهب جلد 8 صفحهء 286 در شرح زندگانى محى الدين مصطفى قوجوى حنفى ، متوفى در سال 950 ه صاحب حواشى بر تفسير بيضاوى و كتب ديگر ، مىنويسد : « او مىگفت : هر گاه در فهم آيه اى از قرآن شك داشتم به خدا توجه مىكردم سينهام به قدر دنيا باز مىشد و در آن دو ماه طلوع مىكرد
هامش
( 1 ) او در سال 295 ه وفات يافت و از جمله عجائب حالاتش كه در تاريخ ابن كثير جلد 11 صفحهء 106 آمده اين است كه : او بيست سال روزه دار بود كه حتى زن و بچه اش از آن آگاه نبودند .
( 2 ) تاريخ ابن كثير جلد 11 صفحهء 97 - صفة الصفوة جلد 2 صفحهء 234 .
( 3 ) تاريخ ابن كثير جلد 11 صفحهء 114 .
( 4 ) شذرات الذهب جلد 5 صفحهء 279 .