تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
3 - انتقال او روى مصلحتى باشد ، مثل اينكه از طغيان آب بر قبرش بترسد و يا به خاطر بركتى كه در مكان ديگر اميد مىرود ، و يا با محل سكونت خانواده اش نزديك است و يا به جهت اينكه خانواده اش بتواند آن را زيارت كند . و اگر هر كدام از اين شرطها مفقود باشد ، انتقال او حرام خواهد بود ( 1 ) حنبلىها مىگويند : نقل ميت از محلى كه در آنجا مرده ، به جائى دور تر از آن ، به شرط اينكه براى غرض صحيحى باشد ، مثل اينكه بخواهند او را در مكانى مقدس و يا كنار بنده اى صالح دفن كنند ، مانعى ندارد به شرط آنكه از تغيير بو و متعفن شدنش ايمن باشند و در اين حكم فرقى ميان قبل از دفن و يا بعد از آن نيست ( 2 ) . شافعىها مىگويند : نقل ميت از جائى به جائى ديگر براى دفن كردن حرام است . و گفته شده كه : مكروه است ، مگر در نزديكى مكه يا مدينه يا بيت المقدس يا قبر بندهء صالح كه در آن صورت كراهت هم ندارد و اگر وصيت كرده باشد كه او را به يكى از اماكن ياد شده ببرند در صورت ايمنى از تغيير بو واجب خواهد بود و منظور از مكه تمام حرم است ، نه شهر مكه ( 3 ) . حنفىها مىگويند : مستحب است هر كس در هر جا كه مرده است در همانجا دفنش كنند ، انتقال او به جائى ديگر پيش از دفن در صورت ايمنى از تغيير بو مانعى ندارد ، اما بعد از دفن خارج كردن او جز در صورتى كه زمين غصبى و يا به شفعه اخذ شده باشد حرام خواهد بود ( 4 ) . كسى كه در تاريخ غور كرده باشد اين حقيقت را به وضوح مىيابد كه علماء همهء مذاهب ، عملا اتفاق بر جواز حمل جنائز چه قبل از دفن و چه بعد از آن دارند و اينكه نقل اموات به سوى اماكن مقدسه از قبيل : مكه ، مدينه ، جوار قبر امام ،
هامش
( 1 ) الفقه على المذاهب الاربعة جلد 1 صفحهء 421 . ( 2 ) الفقه على المذاهب الاربعة جلد 1 صفحهء 422 . ( 3 ) المنهاج كه در حاشيهء المغنى جلد 1 صفحهء 357 تأليف محى الدين نووى شافعى - شرح شربينى شافعى جلد 1 صفحهء 358 . ( 4 ) حاشيهء شرح ابن قاسم عزى تأليف شيخ ابراهيم با جورى شافعى جلد 1 صفحهء 280 و غير اينها .