تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
آنكه شيعه عمر را از « محدثين » نمىداند و اين هم به خاطر سيرهء خاص او در مورد علم است كه تاريخ براى ما روشن كرده است و فعلا در مقام بيان آن نيستيم ( 1 ) . آيا معقول است اين حقيقتى را كه مورد اتفاق شيعه و سنى در مورد « محدث بودن » است نسبت به طائفه اى فضيلت بزرگ شمرده شود و نسبت به ديگران گمراهى و منقصت ؟ ! ! با من بيا تا از دروغگوى حجاز ( عبد اللَّه قصيمى ) ، جرثومهء نفاق و بذرافشان فساد در جامعهء اسلامى بپرسيم كه چگونه در كتابش « الصراع بين الاسلام و الوثنية » نظر مىدهد كه : امامان اهل بيت به نظر شيعه انبياء هستند و به آنها وحى مىشود و فرشتگان براى آنان وحى مىآورند و شيعيان دربارهء فاطمه و امامان از فرزندانش همان چيزى را كه دربارهء انبياء قائلند ، دربارهء آنان معتقدند « ! ! ! او در اين اظهار نظر به مكاتبهء « حسن بن عباس » كه در كافى ذكر شده و ما در صفحات قبل آن را آورده‌ايم ، استناد كرده است . چرا اين مرد نمىفهمد كه اين افتراها و تهمتها نسبت به امت بزرگى كه آراء شايسته اش جهانگير شده جز انكار مسألهء « محدث بودن » كه در قرآن مجيد آمده و تكلم كردن فرشتگان با امامان اهل بيت و مادرشان فاطمه عليهم السلام نيست در صورتى كه همهء مسلمين در اين باره اتفاق دارند ؟ ! آيا شيعه با قبول اصل « محدث بودن » مىتواند بگويد كه : عمر بن خطاب و ديگران طبق عقيدهء عامه پيامبرند و فرشتگان بر آنان نازل مىشده و وحى مىرسانده‌اند ؟ ! اما شيعه هيچ گاه دروغ و تهمت را در عواطف مذهبى راه نمىدهد و از هيچ فردى از شيعهء واقعى شنيده نشده است : بزرگى را متهم به دروغ و مطالب ناروا كند و حاشا كه امتى را به چيزهائى متهم كند كه از آن بدور است .
هامش
( 1 ) در جلد 6 اين كتاب ( البته جلد ششم عربى ) در اين باره به يارى خدا بطور مستوفى بحث خواهيم كرد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 100 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)