تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
امّا الرسول فقد أبان ولاءه لو كان ينفع حايرا أن ينذرا
- رسول خدا اعلام كرد كه او سالار امت است ، اگر مردم سرگشته را اعلام خطر مفيد افتد . - سخن را بىپرده گفت ، نه با كنايه . نامش با صداى رسا برد ، با وجد و علاقه . - برابر ديدگانشان به پا داشت ، بر جادهء رستگارى رهنما و رهبر ساخت .
و لقد شفى يوم الغدير معاشرا ثلجت نفوسهم و اودى معشرا
- بروز « غدير » قلب مؤمنان شفا بخشيد : آبى خنك بر دلها پاشيد . جمعى دگر در گرداب بلا نگون ساخت .
قلعت به احقادهم فمرجّع نفسا و مانع أنّة أن تجهرا
- از اين رو كينه‌ها به جوش آمد : آن يك ناله را در سينه فرو خورد ، رسوا نشود ، آن دگر از نااميدى مىگفت : انا للَّه . -
يا راكبا رقصت به مهريّة أشبت لساحته الهموم فأصحرا عج بالغرىّ فانّ فيه ثاويا جبلا تطأطأ فاطمأنّ به الثّرى
- اى سوار تيزتك كه سمندت به زير پا رقصان است ، غمها در ويرانهء دلش لانه ساخته ، آرامش دل را به صحرا تاخته . . . - در تپه‌هاى نجف مقر گير ، كوهى كه چون جودى فروتن شد ، از اينرو لنگر زمين گشت . - با شور و اشتياق درودى نثار كن كه تاريكى افق بزدايد و روشنى صبح رخ نمايد . - اگر توانستمى . گورستان تابناك آن را خانهء خود ساختمى ، باشد كه در آنجا به خاك روم . * اين قصيده 48 بيت است و اولين قصيدهء ديوان شريف مرتضى است كه در 6 جزء به ترتيب سال مرتب شده ، يك نسخه از اين ديوان كه بر خود ناظم شريف علم الهدى خوانده شده موجود است ( 1 ) ابن شهر آشوب از شريف مرتضى
هامش
( 1 ) از ديوان سيد اينك دو نسخهء قديمى وجود دارد كه هر دو در كتابخانه جناب آقاى فخر الدين نصيرى تحت شماره 394 و 364 آثار شعرا فهرست شده ، نسخهء اول در 422 كتابت شده و با دست مبارك ناظم تصحيح شده ، نسخهء دوم به خط شيخ حر عاملى قده در 1088 ، ظرف 10 شب ضمن مشاغل عادى در اصفهان از روى نسخه اى كه مزين به اجازهء به خط ناظم سيد مرتضى بوده و اشعار تا تاريخ 403 در آن ثبت بوده ، حدود 10000 بيت ، كتابت شده است .