فقها را در محضر خود مىخواند ، و در مسئله امامت و قدر با آنان مناظره مىكرد ، در نصرت مذهب تشيع چون آتش سرخ بود ( كالسكة المحماة ) چنان كه در « خطط » و « شذرات الذهب » تعبير كردهاند .
تأليفى بنام « الاعتماد ( 1 ) ، در رد بر اهل عناد » دارد كه متضمن امامت على امير المؤمنين است و بحث در پيرامون احاديث ولايت و امامت . دفتر اشعارش در 2 جلد مدون گشته كه در فنون مختلفه شعر مهارت خود را نمايان نموده ، تا آنجا كه سعيد بن مبارك ، نحوى بزرگ ، در گذشتهء 569 يك بيت از اشعار او را در بيست جزوه شرح كرده است .
اديبان هر روز گرد شاه نشين وزارتخانه اش انجمن مىشدند و اشعار او را مىنوشتند ، دانشمندان از هر ديار به خدمتش وارد گشته ، به آرزوى خود نائل مىشدند .
هر ساله اموال فراوانى به مشاهد مشرفه گسيل مىداشت تا در ميان علويين تقسيم شود و همچنان براى اشراف مدينه و مكه ، لباس و ساير ما يحتاج زندگى مىفرستاد ، حتى الواحى كه براى نوشتن كودكان مكتب آنان لازم بود و يا قلم و ساير ادوات كتابت .
آبادى « مقس ( 2 ) » را وقف كرد تا دو سوم آن نصيب اشراف از فرزندان امام حسن و امام حسين باشد و نه قيراط آن ويژهء اشراف مدينهء منوره و يك قيراط آن در مصالح مسجد امين الدوله صرف گردد .
آبادى « بلقس » را در قليوبيه و استخر « حبش ( 3 ) » را نيز در مصارف خيريه وقف كرد ، مسجد جامع قرافهء بزرگ را تجديد بنا كرد . جامع نوينى در باب « زويله » پشت قاهره بنيان كرد كه بنام جامع صالح خوانده مىشد .
در تمام دوران حيات ، پيكار با فرنگيان را ، در دشت و دريا ، واننهاد ، هر سال
هامش
( 1 ) در شذرات الذهب « الاجتهاد » ثبت شده :
( 2 ) به فتح ميم و سكون قاف . قبل از اسلام « ام دنين » ناميده مىشد .
( 3 ) حموى گويد : سرزمينى است در بيابان پست ، طول آن يك ميل مسافت دارد و مشرف بر نيل مصر است ، پشت قرافه . وقف بر اشراف است .