تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
- به خدا سوگند . اگر شريف مرتضى ، زادهء موسى ، پدر مضر . - راه انكار گيرد ، باز نگرداند غلام زر خريدم را تتر . - با خاندان اميه مهر ورزم گويم : خاندان پاك ، خجسته و تابناك . - بيعت حيدر را منكر آيم ، راه او وانهم جانب عمر گيرم . - راويان حديث را دروغزن شمارم ، ظهور مهدى موعود را خرافه دانم . - اگر حديث « غدير » را گواه آرند ، سندش را بىاعتبار خوانم - - روز غدير ، جامهء كهنه در پوشم ، چون غمزدگان بكنجى وانشينم . - و چون ياد صحابه در ميان آيد . - گويم : پير « تيم » بر همگان مقدم باشد و از آن پس جانشينش عمر . - هرگز تيغ كين بر سر خاندان رسول نيافراشت . - ابدا . و نه زهراى بتول را از ميراث پدر محروم داشت . - گويم : يزيد هرگز شراب نياشاميد ، و نه در راه فجور گام سپرد . - او بود كه با لشكريان گفت : پسران فاطمه را آزاد گذارند . - كى شمر لعين حسين را كشت ؟ كجا ابن سعد راه خيانت سپرد ؟ - عاشورا موى سر شانه زنم ، زلف خود حلقه حلقه بياويزم . - روز آن به روزه سر آرم ، بشكرانه ، چند روز دگر بر آن بيفزايم . - جامه نوين پوشم ، لباس عيد از صندوق بر آرم . - شب تا سحر نخوابم ، پسته و فندق بريان سازم . - صبحگاه ، سر و صورت بيارايم ، با شاد باش دست شاميان بفشارم . - در رهگذر بايستم ، سر و صورت دوستان بيارايم . - تره تيزك بخورم ، ماهى بىفلس كباب سازم . - سفرهء خود رنگين سازم : به به از اين كباب و آن سبزى خوش خوراك . - بهنگام وضو پاى خود بشويم . در سفر بر كفش خود مسح كشم . - در نمازم ، با آواى بلند آمين گويم ، با ديگران همنوا گردم . - تسنيم قبور سنت شمارم ، بگورستان تپه‌هاى دو پهلو بيارايم . - روز رستاخيز كه بپاخيزد ، چشمها در تب و تاب آيد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 150 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى