- به خدا سوگند . اگر شريف مرتضى ، زادهء موسى ، پدر مضر .
- راه انكار گيرد ، باز نگرداند غلام زر خريدم را تتر .
- با خاندان اميه مهر ورزم گويم : خاندان پاك ، خجسته و تابناك .
- بيعت حيدر را منكر آيم ، راه او وانهم جانب عمر گيرم .
- راويان حديث را دروغزن شمارم ، ظهور مهدى موعود را خرافه دانم .
- اگر حديث « غدير » را گواه آرند ، سندش را بىاعتبار خوانم -
- روز غدير ، جامهء كهنه در پوشم ، چون غمزدگان بكنجى وانشينم .
- و چون ياد صحابه در ميان آيد .
- گويم : پير « تيم » بر همگان مقدم باشد و از آن پس جانشينش عمر .
- هرگز تيغ كين بر سر خاندان رسول نيافراشت .
- ابدا . و نه زهراى بتول را از ميراث پدر محروم داشت .
- گويم : يزيد هرگز شراب نياشاميد ، و نه در راه فجور گام سپرد .
- او بود كه با لشكريان گفت : پسران فاطمه را آزاد گذارند .
- كى شمر لعين حسين را كشت ؟ كجا ابن سعد راه خيانت سپرد ؟
- عاشورا موى سر شانه زنم ، زلف خود حلقه حلقه بياويزم .
- روز آن به روزه سر آرم ، بشكرانه ، چند روز دگر بر آن بيفزايم .
- جامه نوين پوشم ، لباس عيد از صندوق بر آرم .
- شب تا سحر نخوابم ، پسته و فندق بريان سازم .
- صبحگاه ، سر و صورت بيارايم ، با شاد باش دست شاميان بفشارم .
- در رهگذر بايستم ، سر و صورت دوستان بيارايم .
- تره تيزك بخورم ، ماهى بىفلس كباب سازم .
- سفرهء خود رنگين سازم : به به از اين كباب و آن سبزى خوش خوراك .
- بهنگام وضو پاى خود بشويم . در سفر بر كفش خود مسح كشم .
- در نمازم ، با آواى بلند آمين گويم ، با ديگران همنوا گردم .
- تسنيم قبور سنت شمارم ، بگورستان تپههاى دو پهلو بيارايم .
- روز رستاخيز كه بپاخيزد ، چشمها در تب و تاب آيد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٥٠